گزارش تصویری سفر به ییلاق وجرگه (واجارگاه) آب بر
جاذبه های گردشگری شهرستان طارم در یک نگاه
۱-دریاچه زیبای چینی لر با ماهی های غول پیکرش




۲- طبیعت بهاری شهر آب بر


۳- ییلاق زیبای آب بر




۴- سایت پروازی طارم تپه


۵- دریاچه زیبای کوهسار(آب بر)
۶- چشمه زیبای کوهسار(آب بر)


۷- آتشکده پیر همدان(آب بر)

۸- امامزاده جعفر(ع) (آب بر)
۹- باغات آب بر


۱۰- چشمه باستانی کهریز(آب بر)

۱۱- چشمه خانسر با تفرجگاه اطراف آن(آب بر)

۱۲- تپه باستانی گورقلعه آب بر

۱۳- غار شگفت انگیز خرمنسر (روستای شانیش)


۱۴ -جنگل روستای شیت

۱۵- امامزاده محمد ماهوری (روستای شیت)
۱۶ -یخچال طبیعی ولیدر

۱۷-آبشارزیبای سرخه میشه

۱۸-آبشارزیبای وزنه سر

۱۹-طبیعت زیبای طارم



۲۰-رودخانه قزل اوزن


گزارشی خواندنی از دوچرخه سواری زنجان-طارم-قلعه رود خان
سال پيش در يك برنامه 5/1 روزه اين
مسير زيبا را تا شيلاندر و تهم یعنی زنجان به زنجان طي كرديم همان موقع بر
آن شديم كه سال ديگر (امسال) اين برنامه را تا طارم ادامه دهيم با اشاره
به اين نكته كه روستایيان اين مسير را صعبالعبور براي دوچرخه ميدانستند
وليك كوهنوردان دوچرخهسوار چنين نظري نداشتند و اظهار ميكردند كه ميشود
با دوچرخه این مسير را طي كرد. ما نيز امسال در تقويم دوچرخه كوهستان
برنامه قلعه رودخان را از اين مسير گنجانديم.
امروز صبح روز دوشنبه
11/3/88 ساعت 6 و 30 دقیقه در يك هواي نسبتاً سرد توأم با باد شديد سوار بر
دوچرخهها به سوي روستاي دواسب ركاب ميزنيم باد شديد بر سينههايمان
ميكوبد و فشار مضاعفي بر ما وارد ميكند مسير زيبا و سرسبز است و گلهاي
وحشي زيبا بر شكوه منطقه ميافزايد از دو اسب ميگذريم و روستایيان كمكم
از خانه بيرون ميآيند سلام عليكي ردوبدل ميشود و ميگذريم روستا به علت
ساخت و سازهاي چند سال اخير ديگر شكل سنتی روستايي ندارد و به شهر شبيه است
باز باد سينه آزارمان ميدهد با فشاري مضاعف به سوي روستاي چرناب (چرنو) و
زرنان ميرانيم هر دو روستا را پشت سر ميگذاريم كمكم سربالاييهاي تند
شروع ميشود كمي جلوتر در كنار چشمه صبحانه را ميخوريم و به سوي گردنه
حركت ميكنيم هوا خنك و دلچسب است.
ساعت 10 در كيلومتر 22 به گردنه ميرسيم مسير سمت چپ به سوي روستای گليجه و سمت راست مسير مالرويي است كه ما بايد وارد آن شويم و به سوي قله دوشاخ (قراول داغ) و خانچايي ركاب بزنيم تا كنار قله دوشاخ سوار بر دوچرخهها پيش ميرويم منطقه زيبا و سرسبز است بعد از قله به علت بارشهاي امسال مسير خراب شده و به ندرت ميتوان بر دوچرخهها سوار شد و مجبوریم آنها را در دست با خود بكشيم كمي جلوتر فرياد یکی از دوستان توجه ما را جلب ميكند بر كنارش ميرويم اتفاق ناگواري افتاده شانزمان دوچرخهاش كاملاً از كار افتاده است همه رأي بر برگشتن او ميدهيم. بسيار از اين بابت متأسف و ناراحت هستيم او را بدرقه ميكنيم.
و پيش ميرويم ساعت 12 و 45 دقیقه به سه راهي قلعه و ابراهيم آباد ميرسيم، كيلومتر 29 را نشان ميدهد سمت راست راه شوسه به سوي قهوهخانه اشرف و خان چايي و سمت چپ باز راه شوسهاي ما را به سوي ابراهيمآباد خواهد برد. سربالايي تندي در پيش است و طبيعت صحنههاي زيبا و دلانگيزي را پديد آورده است با تلمذ از آنها پيش ميرانيم سمت راست ما روستاي تازهكند ديده ميشود پيش ميرويم و به يك دوراهي ميرسيم، كيلومتر 38 را نشان ميدهد كه سمت راست به سوي تازهكند و راهدارخانه خانچايي منتهي ميشود و سمت چپ مسير ماست باز بعد از كمي ركاب زدن به يك دو راهي ميرسيم، كيلومتر 39 را نشان ميدهد سمت راست به سوي روستاي قولجا و سمت چپ به ابراهيمآباد ميرود باز جلوتر به يك دوراهي ميرسيم سمت چپ به روستاي گليجه و سمت راست مسير ماست، كيلومتر 42 را نشان ميدهد. ساعت 13 و 40 دقیقه است براي ناهار و كمي استراحت توقف ميكنيم غذا ماكاروني است كه براي برنامههاي سخت و پرفشار بسيار مناسب و سرشار از كالري است ساعت 14 و 20 دقیقه باز به حركت ادامه مي دهيم مسیر بده بستان است و بسيار زيبا و با شكوه جلوتر به يك دوراهي ديگر ميرسيم كه سمت راست به سوي روستای ترهچای و چپ به ابراهيم آباد ختم ميشود، ساعت 15 و 11 دقیقه در كيلومتر 46 و ارتفاع 2400 به گردنه مي رسيم .
مسير عاليست شقايقهاي وحشي در ميان بوتههاي گون و ديگر گلها صفا و جذابيتي خاص به محيط اطراف دادهاند، اكنون درست در خطالرأس ركاب ميزنيم در طرف مقابل و سمت چپ ما روستاي کلکش و شيلاندر مشاهده ميشود و راههاي متصل به آنها كه از مسير حسن خاكي منشعب شد همانند شریانهای حیاتی امتداد دارد حال بعد از مقداري ركاب زدن روستاي ابراهيمآباد در پاييندستها ديده ميشود. دامنههاي كنار مسير واقعاً زيباست بسيار مايل به چادرزدن و شب ماني در همين جا هستيم ولي چون از مسير فردا هيچ اطلاعي نداريم و كسي نيست كه سؤالي بكنيم به ناچار به سوي روستا حركت ميكنيم جلوتر در كنار مسير و سمت راست ما راه مالرويي در امتداد دامنهها از جاده منشعب شده است و به سوي شرق امتداد دارد. احتمال ميدهيم كه مسير فردايمان باشد. لیکن براي اطمينان خاطر شيب تندي را تا روستاي ابراهيم آباد طي ميكنيم کمی مانده به روستا به احترام روستایيان لباس دوچرخه را عوض و لباس معمولي به تن مي كنيم و ساعت 17 به ابراهيمآباد ميرسيم كيلومتر 58 را نشان ميدهد در كنار مدرسه دوچرخهها را به ديوار تكيه مي دهيم و از ريشسفيدان سراغ مسير طارم را ميگيريم درست همان راهي است كه در بالاي مسير احتمالش را مي داديم پسر بچهها با قيل و قال در اطراف چادر ما بازي ميكنند و هر كس به نوعي خودنمايي ميكند كمكم شب فرا ميرسد و آسمان تاريكتر و همه جا در آغوش شب فرو ميرود ما نيز خسته راه بعد از صرف شام و جبران مايعات و كالري از دست رفته در سكوتي دلانگيز با تنها صداي مرغ حق به كيسهها فرو ميرويم تا صبح فردا.
روز سهشنبه دومين روز بعد از خوردن صبحانه ساعت 8 از روستا خارج ميشويم و مسير آمده را بر ميگرديم و درست در بالاي روستا به سمت چپ مي پيچيم ارتفاع 1657 را نشان ميدهد وارد راه مالرو ميشويم بيار شيب تنداست و تنها يك نفر ميتواند عرض راه را طي كند چرا كه بسيار باريك و ريزشي است به هر حال گذر با دوچرخه مشكلي مضاعف است اما زيباييها و طراوت بيحد منطقه سختي راه را از خاطر ميزدايد. جلوتر شقايقها در ميان گونها از ما دلبري ميكند به علت ريزشي بودن مسير پيشنهاد بستن نيم كرامپون بر كفشها ميشود و اين عمل بسيار مؤثر واقع مي گردد متأسفانه من اين ابزار را همراه نياورده ام به يك دو راهي ميرسيم به سمت راست ميرويم دوچرخه ها با بارسنگین فشار زيادي بر ما تحميل ميكند ساعت 12 به چشمهاي ميرسيم ارتفاع 1520 را نشان ميدهد بعد از كمي استراحت و دم كردن علفچای و كاكوتي كه در مسير چيده ايم كمي از خستگي را رفع مي كنيم ساعت 12 و 45 دقیقه باز به حركت ادامه ميدهيم مسير واقعاً دشوار است و به علت ريزشي و لغزشي بودن حركت به كندي صورت ميگيرد تنها تمرينهاي قبل از برنامه است كه به دادمان ميرسد و از لحاظ انرژي و توان كم نميآوريم به هر حال بعد از اين همه فراز و فرود اينك مسير اجازه سواري بر دوچرخهها را بر ما ميدهد البته بر اين كار اجباري نيز هست؛ چراکه عرض كم مالرو (10 تا 30 سانتيمتر) اجازه حركت به دوچرخه و نفررا توأم نميدهد بايد حتماً سوار شد پايين مسير پرتگاهي است از استرس رفتن به پايين دره گاه پايمان را به دامنه تكيه ميدهيم و جلوتر ميرويم بعد از حدود 3 ربع ركابزدن، باغهاي روستاي کهیا ديده ميشود خاطرمان آسوده ميشود كه سختيهاي مسير امروز تمام شده است.
ساعت 15 به روستاي کهیا ميرسيم گلهای انار بسیار خیره
کننده و شکوهمند است ارتفاع 550 و كيلومتر 78 را نشان ميدهد جلوتر
رودخانهاي را رد ميكنيم و در كنار نهر آبي درخت توتي ما را میهمان ميوه
خوشمزهاش ميكند من و یکی از دوستان دل سير از آن ميخوريم نفر ديگر در آب
نهر تن خود را صفا مي هد. ساعت 17 به سوي شهر آب بر روان میشویم مسیر
آسفالت است و هوا گرم. در کیلومتر 93و ساعت 17 و 40 دقیقه در سه راهی چورزق
آب بر به سمت چپ و آب بر رکاب میگردانیم ساعت 18 و 30 دقیقه در كيلومتر
102 در آببر در كنار اداره تربيت بدني توقف كرده مي خواهيم از امكانات اين
اداره براي شبماني استفاده كنيم به همت رئيس محترم تربيت بدني آببر موفق
ميشويم در خود اداره جايي براي شب ماني دست و پا كنيم. بعد از گشتي در
منطقه شام را آماده كرده و در تراس و در هواي خنك شب را به صبح ميرسانيم
...
روز چهارشنبه ساعت 7 و 30 دقیقه صبح خوابگاه را به مقصد جمالآباد
ترك و به طرف شرق حركت مي كنيم كمي بالاتربه سمت چپ و به سوی جمال آبادو
بالكور مي پيچيم باز شيب تند و سربالاييها بسیار نفسگير است در هرحال
بايد ركاب بزنيم با فشار بسيار جلو مي رويم و ساعت 8 و 40 دقیقه در كيلومتر
115 به چشمه آبي درست در كنار جاده ميرسيم صبحانه را در همين جا مي خوريم
مكاني مناسب براي چادر زدن است و اگر دیروز از این جا اطلاع داشتيم در
همین جا شب مانی ميکردیم، بعد از صرف صبحانه باز پيش ميرويم سربالايي
امان ما را بريده است صدای داد وقال چند نفر و نیسانی به ما نزدیک میشود
بچههای تیم تری اتلن زنجان هستند دوست ما که دوچرخهاش خراب شده بود هم با
اینهاست سلام و علیکی میکنیم و آنها به سوی دیزاب میروند در كيلومتر 123
به يك دوراهي ميرسيم سمت راست به سوي روستاي بالكور و دست چپ مسير ماست
باز ركابزنان پيش ميتازيم از فشار سربالايي كل بدن خيس عرق است.
باز جلوتر به يك دوراهي ميرسيم سمت چپ به جمال آباد ميرسد ما سمت راست را ادامه خواهيم داد جلوتر ميرويم از شدت سربالايي كاسته ميشود در كيلومتر 130 و ساعت 13 و 15 دقیقه به چشمهاي ميرسيم پس از خوردن آب و پر كردن قمقمههای ركابزنان پيش ميرويم. در ساعت 14 و 15 دقیقه، كيلومتر 133 و ارتفاع 2256 به آخر مسير شوسه ميرسيم وارد راه مالرویي ميشويم و كمي جلوتر بساط ناهار را پهن كرده و پس از صرف آن به راه مي افتيم مسيري كه گاه سواريم و گاه دوچرخه بر دست به آخر مسير و گردنه مي رسيم وارد منطقه سرسبز و مخملین مي شويم که دیزو يا ديز آب نام دارد سمت چپ ما،مسیر دیگر ماسوله است دست راست بسوی قلعه رودخان می رود ساعت 16 و 15 دقیقه را نشان مي دهد به كنار چوپانان كه در كنار رمه به استراحت مشغولند ميرسيم گله اسبها در آنطرف تر زيبايي و آرامش خاصي به منطقه داده است مصمم هستيم در همين مكان اتراق و شب ماني كنيم به سوي خطالرأس مي كشيم و در چمن زيبا و يك چشم انداز عالي چادر مي زنيم آب در پايين دستها در چشمه جاري است ولي ما از آب برف استفاده مي كنيم و ديگر مشكل آوردن آب نخواهيم داشت. اينجا به كل منطقه اشراف كامل داريم گشتي براي عكاسي در منطقه مي زنيم در طرف شمال گردنه ایست كه خطالرأس روبهروي آن مستقيم به گشت رودخان مي رود جنگلها از زير مه غليظ سر بيرون ميآورد و زيبايي خاصي به آن ميبخشد كوهنوردان زيادي كه در مسير ديدهايم در اين جا اتراق و شب ماني كردهاند. كمكم شب فرا مي رسد و شام را صرف كرده در هواي خنك مدتي بيرون چادر مي نشينيم و آرام آرام به كيسه هافرو می رویم و هر كس در میان روياهاي خویش چشمش را به سياهي شب و به اميد روشنايي صبح و سپيده ای دیگر مي بندد.
پنجشنبه ساعت 7 و 30 دقیقه صبح از ديز آب به سوي تیکاف قصد حركت داريم مسير كاملاً پيداست از يال مالرویی به سمت شرق امتداد دارد اين مسير نيز بسيار باريك است و پايين دره اي عميق و زيبا نظر ها را جلب ميكند سبز و مخملين است در راه كوهنوردان زنجاني را مي بينيم جلوتر مي رويم به كنار جويباري مي رسيم آبي زلال در جريان است كمي تنقلات مي خوريم در دست راست و درست در روبهروي ما در دامنه ديگر دره مسيري مالرو نظرمان را جلب مي كند يكي از ما جلوتر مي رود تا مسير را بررسي كند به نظر راهي معقول و صحيح به نظر مي رسد و مي توان بر دوچرخه ها سوار شد جويبار را پشت سر میگذاریم از صخره اي دوچرخه را رد مي كنيم و بالا ميكشيم حدود 20 دقيقه ركاب مي زنيم، برخلاف نظر ما مسير درستي نيست و دقيقاً دور زده ایم به همان جاي اول رسيديم نتيجه مي گيريم مسير همان كنار جويبار را بايد بالا بكشیم دوچرخهها در دست تا گردنه بالاي دره پيش مي رويم به دشتي هموار كه محيطي بسیار آرام و دلنواز دارد ميرسيم اسبها در گله هاي چند تايي در چمنزارها به چرا مشغولند و گوسفندان در كنار چوپانان سر در سايه يكديگر كرده منظره با شكوهي پديد آورده اند اينجا تیکاف است و جلوتر در سمت راست ما قله واجر گاه ديده ميشود ساعت 13 به منطقه سرسبز ديگري به نام دایله سر ميرسيم ارتفاع 2172 متر است جلوتر سنگي كه از وسط نصف شده و شكافي را تشكيل داده است نماد منطقه است كه راه مته خاني از چپ آن ميگذرد در محيط سر سبز دايله سر اتراق ميكنيم .
آقاي افشاريان غذايي لذيذ برايمان مي پزد بعد از
استراحتي طولاني و جبران كالري از دست رفته ساعت 16 از دايله سر به سوي مته
خاني حركت مي كنيم باز در راه و کنار چشمهای كوهنوردان ديگري از زنجان را
مي بينيم این گروه قصد دارند از مسیر سوته به قلعه بروند آبي مي خوريم به
راه ميافتيم از دایله سر کاملاً و به راحتی رکاب زدهایم ساعت 17 به مته
خاني مي رسيم كلاً كلبه در اينجا برپاست و پيرمردي 80 ساله با گاو و
گوسفندان در یکی از اینها عمر مي گذراند ارتفاع 1609 متر و كيلومتر شمار
157 را نشان ميدهد.
قصد ادامه برنامه از قلعه رودخان به ماسوله و
زنجان را داريم و من بيشتر تمايل دارم امروز تا قلعه رودخان برانيم ولي
مسافت را دقيق نميدانم مدتي به مشورت و مصاحبت با پيرمرد مي گذرد ديگر
براي رفتن دير شده است، تصميم به ماندن و شب ماني در همين جا داريم چادر
برپا مي كنيم و شب را در محيط آرام اينجا به سر ميبريم.
جمعه ساعت 7 صبح از مته خاني خارج مي شويم و از كنار كلبه مشهدي ميرزاعلي 80 ساله مي گذريم و وارد مسير قلعه رودخان که کمی پایین تر از کلبه ها مشخص است مي شويم و ركابزنان اكنون به شيب جنگل و ميان درختان رسيده ايم ديگر سواري بردوچرخه ها ميسر نيست؛ چراکه شيب بسيار تند است با نيم كرامپون از ميان درختان و صداي خوش پرندگان در نسيم گهگاه جنگلي دوچرخه هاي سنگين بر دست و دوش پيش مي رويم بسيار در فشار هستيم شيب تند گاهي 60 تا 70 درجه است دوچرخه هاي سنگین را به زحمت در دست نگه میداریم و پایین میبریم.
گاه يكي به كمك ديگری مي آيد چراكه تنهايي قادر به حركت نيستيم در كل اين زيبايي بيش از حد و هواي خنك كمك روحيهمان است با لذت و عذابي توأمان دوچرخه ها را پايين ميآوريم صداهايي از پايين خبر از نزديكي به قلعه را ميدهد آري ديوار قلعه و باروهاي آن پيداست به سنگي كه از وسط شياري به عرض 40 سانتيمتر و عمق 5/1 متر دارد مي رسيم مانند يك چاله سرویس بدون دوچرخه وارد چاله مي شويم و دوچرخه را دو نفري ازبالا عبور مي دهيم جلوتر اكنون درست از كنار درب اصلي قلعه بيرون ميآييم اينجا قلعه رودخان و ارتفاع 640 متر از سطح درياست ساعت 9 و 20 دقيقه و كيلومتر 160 را نشان مي دهد البته خيلي جاهاي مسير چون دوچرخه بر دست و دوش حمل شده كيلومتر شمارکارنکرده است. از پلهها پايين ميرويم و بعد از حدود 20 در آبادي قلعه رودخان و منزل اجارهاي دوستان زنجاني هستيم. ديگر كسي مرا براي رفتن به ماسوله و بازگشت به زنجان با دوچرخه همراهي نميكند اتوبوس حاضر است و چند ساعت ديگر بچهها را به زنجان خواهد برد من نيز به خاطر خطرات و غير اصولي بودن تنها نميتوانم مسير را ادامه دهم مجبور مي شوم تن به برگشت دهم و همين جا برنامه را تمام كنم.
توضيح: بهترين روش براي اجراي اين برنامه شروع از زنجان
و استفاده از آغ گئديك و جاده حسن خاكي و روستای زرنی یا مسير جاده جديد
در دست احداث گمان شيرمشه مي باشد كه هم مسيري هستند كه اكثراً مي توان
ركاب زد و در ضمن يك روز از مدت برنامه كم خواهد شد. اجراي برنامه از مسير
ابراهيم آباد به هيچ وجه توصيه نميشود چون اين مسير بيشتر براي پياده روي
است و براي ركابزدن مناسب نيست.
دوستان همراه آقایان منصور افشاريان و حميد ابتكار
كميته دوچرخه كوهستان هيئت كوهنوردي استان زنجان
Rekabzanan.blogfa.com
www.zanjanmount.ir
گزارش کوه پيمايي از زنجان به ماسوله
ساعت سه بعد از ظهر 11 خرداد كرج را به قصد زنجان ترك كرديم.اتوبوس دل جاده را مي شكافت و پيش مي رفت.دلم قرار نمي گرفت.روياي چند روز آينده بي تابم كرده بود ._ بعد ها فهميدم كه چقدر دلم حق داشت_ .
ساعت 7 به زنجان رسيديم و در ابتداي شهر اتراق كرديم.دوري در شهر زديم و شب خوبي را در كنار دوستان همراه گذرانديم.11نفر بوديم.صبح ساعت 6 با ميني بوس به سمت روستاي همايون چشمه حركت كرديم و بعد از 2 ساعت به آنجا و روستاي تهم رسيديم.از آنجا راه پيمايي آغاز مي شد.بعد از طي مسافتي به گردنه آق گديك رسيديم و در واقع به منطقه طارم پا نهاديم.بعد از حدود 1/30به روستاي گمان پا نهاديم.
ودر راه چه ها ديديم...گلها ي رنگارنگ و پروانه هاي زيبايي كه بالا و پايين مي پريدند.بادهاي شرقي ابر و مه را به پرواز در مي آوردند.بهار در همه جا بود روي درخت لابلاي چمنزارها در نجواي رود. در آسمان. لابلاي ابر و مه. در نسيم صبحگاهي. در باد وحشي ودر آن چشمه كوچك و گواراي بين راه.مي رفتيم و مي رفتيم...تا ساعت 2/30راه رفتيم و از آن به بعد تا ساعت 4 وقتمان صرف نهار و استراحت شد.
در كنار رودخانه و لابلاي درختان سر بر آسمان ساييده وه كه چه زيبا بود رقص پروانه ها همچنين آواز غوك ها جيغ و داد داروگ در بين برگ هاي سبز.تپه ها و دره هاي دور و گلهاي شقايق كه همه جا از بين علف ها شعله مي كشيدند.و دوست هنرمندمان با زخمه هايي كه بر سه تار كوچكش مي زد حال و هواي آن دقايق را دو چندان مي كرد.آرزوي در بند كشيدن زمان را داشتيم...
اما باز حركت بود و رفتن ساعت 7 شيرمشه كوله هاي سنگين خستگي را از دوشمان برداشت.چقدر دلپذير و فريباست اين منطقه.كوله ها را زمين گذاشتيم. وچادرها در چشم بر هم زدني زير درخت گردويي عظيم و با شكوه ودر كنار جنگلي از درختان فندق و بيد بر پا كرديم.اطرافمان پر بود از درخت هاي ميوه:انجير. انار. گردو. توت. تمشك .انگورو.....به زودي از چشمه آب آورديم و آتش بزرگ افروختيم و چاي و استراحت در آن فضاي دلچسب و دوست داشتني.تا پاسي از شب با موسيقي دوستمان و آواز ديگر همراهان بيدار بوديم.و بعد سكوتي دلنشين كه تنها آواز غوكان عاشق و زمزمه رود بر همش مي زد و آرامشي عميق و نفس هاي كوهنوردان خسته در قلمرو خواب.......
ساعت 9 صبح بعد از صرف صبحانه راه افتاديم و ساعت 1/30به روستاي ايچ رسيديم.نهار همان جا صرف شد و ساعت4 روستا را با وانت به قصد روستاهاي چورزق و دررام ترك كرديم.در مسير از روستاي جزلا نيز گذشتيم و نيز از رودخانه قزل اوزن و نرسيده به آبادي انذر به سمت راست پيچيديم و ساعت 5 به دررام رسيديم.راه را با ماشين تا روستاي شيرين سو ادامه داديم.و از انجا بار ديگر پياده روي آغاز شد.در راه با چند لاك پشت در اندازه هاي مختلف روبرو شديم.بعد از 2 ساعت دهكده نوكيان و منطقه سياورود به ما خوش آمد گفتند.هوا رو به تاريكي مي رفت.دوباره چادر ها بر پا شدند و آتش _ يار هميشگي _ ما را تا پاسي از شب همراهي كرد.باز هم سازي و آوازي و.....خواب.
صبح روز بعد با روستاي نوكيان هم وداع گفتيم و اينجا منطقه طارم و استان زنجان پايان مي يافت.و حالا ديگر پا در استان گيلان مي نهاديم.بعد از طي يك سر بالايي نسبتا طولاني از روستا و گردنه سياب عبور كرديم و در سبز ميدان كه تپه اي است سرشار از گلها و پروانه هاي رنگارنگ نهار خورديم و بعد از استراحتي كوتاه از شيبي بلند و مرتفع بالا رفتيم و اينجا گردنه ماسوله بود.به بالاترين نقطه گردنه رسيديم و روي گردنه بهت زده از آن همه شكوه و زيبايي بر جاي خشك شديم.بوي جنگل ومه آسمانيم كرد.تا ته روياهايم دويدوغريزه ام را گيج كرد.در من همه چيز پرواز مي كرد.فرياد مي زد . شنيده مي شد.درونم پر بود و خالي بود.سبك شده بودم.مثل پر كاهي. بال در آورده بودم.كودكي بي قراربودم.احساس مي كردم مي توانم پرواز كنم و در قلب ابر و مه گم شوم. چه خيرگي ترسناكي و چه دلپذير.شكوهي بي همتا و حيرت انگيز .گيجي شيرين و روياگونه.ديگر خودآگاهيم از دست رفته بود.و حال خود را نمي فهميدم.به بي نهايت رسيده بودم.اطرافمان همه كوه بود و ابر ومه و جنگل.هر كس گوشه اي نشست و غرق در خود به تابلو روبرو خيره شد سكوت احاطه مان كرده بود.آخر مگر حرفي باقي بود و چه مي توانستيم گفت؟!
تا چشم كار مي كرد سبز بود .مه مثل كمر بندي درخت هاي جنگل را دور مي زد.بالا مي رفت پايين مي آمد مي چرخيد.و الحق كه عشوه گري مي كرد.و كم كم همه ديوانه وار مي گريستيم.اما آخر براي چه؟!به خاطر اين همه زيبايي؟!به خاطر نبودن عزيزان؟يا شايد هم نگران كسي يا كساني در آن سوي افق هاي دور بوديم.آه از لايه هاي نازك خيال.نمي دانم .فقط مثل ني دور افتاده از نيستان بي تاب بوديم.دلتنگي اوليه انسان براي دور افتادن از اصلش .هبوط انسان....
شلاق اندوه مي پيچيد و غمي شيرين با دلتنگي غريبانه اشك را به گونه هامان مي غلطاند.....
اما باز هم بايد رفت.ديگر هر چه بود سراشيبي بود بايد حدود 2700متر ارتفاع كم مي كرديم.كم كم مه همه جا را در بر مي گرفت.و هوا رو به تاريكي مي رفت.از دور تابلو كلبه هاي چوبي جنگلي روي تپه هاي سبز و آن مه شيطان و بازيگوش خود نمايي مي كرد و نقاشي هاي چيني و ژاپني را به ياد مي آورد.و حزني شرقي را و غم .آه اي غم بيكران! تن به گذر مه مي داد يم و خيس مي شديم. در بلنداي آن كوه هاي بي نام. همه حواسمان را به جنگل و مه و آسمان سپرديم و خود را به باد.از دور قله شاه معلم از لابلاي مه خود را نشان مي داد و خاطرات گذشته را ياد آوري مي آورد.ديگر بر ما چه گذشت چه بگويم.ما در لايه هاي مه گم شديم...
شب را در يكي از همان كلبه هاي روستاييان در جنگل و روي تپه اي مرتفع بيتوته كرديم.و آنجا باز جنگل بود و ذرات خيس و خنك مه.در اين سمت آسمان خورشيد در حال غروب بود و در سمت ديگر ماه نقره اي خود نمايي مي كرد.چه منظره يي!! بايد به خاطر سپرد. ودر كلبه آتش بود و پيچ و خم دود و فوت ها كردن در آتش و سرفه ها.بوي تمشك و شكوفه هاي بادام كوهي با مه به درون مي آمد و ما را مست مي كرد.
صبح پس از صرف صبحانه به سمت ماسوله سرازير شديم.از پيچ و خم راه هاي جنگلي .و از لا بلاي درختان و ديدار آن مار براق و راه راه.بالاخره ساعت 11 به ماسوله رسيديم و بعد از طريق فومن به وسيله اتوبوس رهسپار تهران شديم.در اتوبوس همه خاموش بودند و مبهوت از اين سفر رويايي و خاطره انگيز.و متاسف از عبور شتاب زده زمان....مثل برقي در تاريكي و چون خواب و رويا. ...
.
و باز هم شهر .كار.روزمرگي و نفس در هواي سربي و ديگر هيچ....
گزارش برنامه ی زنجان – خلخال – اسالم – قلعه رودخان
(کمیته دوچرخه کوهستان )
گزارش برنامه ی زنجان – خلخال – اسالم – قلعه رودخان
27 الی31/5/85
طبق قرار قبلی ساعت 6:15 از فلکه ی آزادگان به سوی گردنه ی "وای وای" رکاب می زنيم هوا خنک وخوب است ؛ بچه ها با اينکه هرکدام حدود 20- کيلو باردر پشت دوچرخه دارند سرحال و قبراق به پيش می تازند . از کنار سد گاوازنگ عبور می کنيم ؛ کوهروها و کوهنوردان از کنارمان رد می شوند عده ای برمی گردند وعده ای هنوز در راه برای صعود گاوازنگ هستند . به سه راهی "امند" رسيده ايم و راهمان را به سوی "وای وای" کج می کنيم هوای خنک مسير را زيباتر و دوست داشتنی تر کرده است . اکنون در گردنه ی "وای وای" کلاه ايمنی برسر نهاده و به آهستگی واحتياط به سوی روستای "تهم" سرازير می شويم، از باغ معروف عباد که اکنون راهی شوسه ای نيز به اينجا کشيده شده وبا قطع درختان اين باغ از ريخت افتاده است رسيده ايم ؛دیگرارامش اینجا نیز از بین خواهد رفت . جلوتر می رويم روستای "تهم" پيداست صدای موسيقی جويبار داخل دره واقعا آرامشی زيبا به رهروان مسير می دهد از روستای "تهم" رد می شويم و از جاده ی آسفالته به سوی "آق گئديک" می رانيم. ساعت 10:30 در زير پل نرسيده به گردنه مشغول صرف صبحانه می شويم
بعد از صرف صبحانه به سوی گردنه روان می شويم . ساعت 11:50 به "آق گئديک" می رسيم ؛کيلومترشمار 30 را نشان می دهد اکنون از مسير راه شوسه دست چپ به سوی "طارم" حرکت می کنيم (لازم به ذکر است در گردنه سه راه در پيش روی ماست : دست چپ اول گردنه به سوی "سندستان" خواهد رفت و سمت راست به سوی روستای "زرنی طارم" وکمی جلوتر در سمت چپ به سوی "طارم" می رود که راه "زنجان" به "ماسوله" خواهد بود ). از اين راه مسير را پی می گيريم و به سوی روستای "گمان" حرکت می کنيم، کمی جلوتر جلوه های زيبای منطقه هويدا می شود دره های عميق و سرسبز ، رودهای جاری و کوههای سربه فلک کشيده؛ اينها مظهر زيبايی و شکوه اين منطقه اند.
از بالای روستای "گمان" رد می شويم خانه ی مشهدی يدی از دور پيداست و جلوتر می رويم و باغهای "شيرمشه" خود می نمايانند اينجا استراحتگاه کوهنوزدان زنجان است و اين دوستان زنگ تفريح کوهنوردی را در اينجا می گذرانند وبا روح جانشان در اينجا می آسایند. باز پای در رکاب داريم و اکنون روستای "ولی آباد" در سمت چپ ما پيداست جلوتر می رويم .در منطقه ی گرم "طارم" هستيم، هوای آتشين و سوزان که بر روی دوچرخه گرم تر است؛ جلوتر در نزديکی های روستای "شقاقی" برای ناهار درنگ می کنيم . بعد از صرف ناهار باز پای در رکاب می کنيم و به پيش می رانيم قصد داريم تا شيرين سو برانيم. اکنون ساعت 5 است که از روی پل قزل اوزن رد می شويم و ساعت 17:30 به "درام" روستايی در "طارم" می رسيم؛ کيلومترشمار عدد 75 را نشان می دهد. از مغازه ی ميوه فروشی هندوانه ای می خريم و فوری بر زمين می زنيم و می خوريم، باز حرکت از نو. ساعت 18:30 کمی بالاتر از "گمادشت" در کنار آب خروشان رودخانه ی "شيرين سو" در يک چشم انداز بسيار زيبا بچه ها را از حرکت باز می دارم و در يک جای صاف و با صفا چادر می زنيم تا شب را در اينجا سر بکنيم بچه ها از صبح با کمترين استراحت رکاب زده اند، تا شام آماده شود بعضی از آنها دراز می کشند. منطقه واقعا زيباست با اينکه بدنها بسيار خسته است و ليکن زيبايي ها ی اطراف ، خواب را از چشمانمان می راند و با دونفر از ديگر بچه ها می رويم از روستای "گمادشت" آب بياوريم روستاييان مهربان با گشاده رويی آبمان می دهند و باز به اتراقگاه بر می گرديم . هوای خنک طبيعت زيبا مستمان کرده است، شب فرارسيده است شام تن ماهی و لوبيا داريم بعداز صرف شام دراز می کشيم و به آسمان نگاه می کنيم ؛
چه زيبا و صاف و بی رياست در آسمان اينجا کهکشان راه شيری، دب ها و ديگر ستارگان وسيارات در پيش چشم ما هستند آری طبيعت عور و بی ريا و زيبا در زمين و آسمان از ما دلبری می کند و هشدار می دهد که من با تمام زيبايی وشکوه درخدمت شما هستم و این شما انسانها هستید که برای بقای خود باید پاسدار این همه شکوه باشید .نه اینکه با ندانم کاریها باعث نابودی ان شوید صدای آب "شيرين سو" و حق حق مرغ حق برايمان لالايی مادرانه سر می دهد و پلکها را سنگين میکند و اکنون سنگين تر و ديگر قدرت بيداری از ما سلب می شود و همه در آرامش کامل به خواب می رويم و اين چه خوش است.
صبح ساعت 5 بچه ها را بيدار می کنم جمع کردن چادرها و خورجين ها و صرف صبحانه تا ساعت 7 طول می کشد؛ به سوی "سبزه ميدان" حرکت می کنيم مسير اينجا واقعا زيبا و دل انگيز است و قصد داريم تا سبزه ميدان حداکثر استفاده را از مسير ببريم رودخانه ی خروشان "شيرين سو" ، ارتفاعات و دره ی پيش رو بر آنمان می دارد که به آهستگی کامل حرکت کنيم شيب نسبتا تندی نيز چاشنی مسير است به "شيرين سو" می رسيم از اينجا به بعد سربالايی تندتر می شود و مسير خاکی را بايد رکاب بزنيم سربالايی نفس گير تر میشود ولی تا "سبزه ميدان" بدون درنگ رکاب می زنيم .
اکنون در ساعت 9:15 در "سبزه ميدان" هستيم و کيلومترشمار 92 را نشان می دهد؛ کمی برای خوردن و پرکردن ظروف آب در کنار چشمه ی "سبزه ميدان" فرود می آييم و مقداری تنقلات می خوريم و قصد حرکت می کنيم . امروز سربالايي تند و تيزی در پيش است . پای در رکاب می کنيم به پيش می رانيم درسمت راست و کمی بالاتر راه فرعی "سياورود" را پشت سر می گذاريم، جلوتر "نوکيان" روستايی ديگر و مسير ديگر ماسوله را پشت سر می نهيم. جلوتر می رويم راه فرعی ديگری در سمت چپ ماست آنرا نيز پشت سر می گذاريم و مستقيم به جلو می رانيم ديگر سربالايی تند شروع می شود شيب خيلی تند است ولی تمرينات خوب طی سال بچه ها را قبراق و آماده کرده و به راحتی سربالايی را پشت سر می گذاريم.
ساعت 11:40 در کيلومتر 106 به پايان سربالايی می رسيم اکنون در بالای گردنه کمی استراحت می کنيم ، من کمپوت آناناسی باز می کنم و بچه هابا تنقلات و پرتقال از همدیگر پذیرایی میکنند . بعداز کمی استراحت باز شروع به رکاب زدن می کنيم. ساعت 14 به روستای "بالاکوه" می رسيم در اينجا در کنار منبع آب برای ناهار اتراق و کمی استراحت می کنيم. اینجا دو روستای هم نام بالا کوه روبروی هم یکی از ان زنجان ودیگری استان سبلان است .ساعت 16 از "بالاکوه" حرکت می کنيم و راه شوسه را ادامه می دهيم هوا گرم ومنطقه کاملا خشک است ، از سربالايی تند خود را به بالا می کشيم جلوتر به روستای "کهل دشت" می رسيم که در سمت راست ما قرار دارد و اگر بخواهيم به "ماسوله" برويم بايد از اين روستا به سوی "سيبله" برويم و از آنجا روانه ی "ماسوله" شويم .
راه مستقيم را ادامه می دهيم جلوتر می رويم از اين بالا مسيرمان که از رودخانه بايد بگذريم ديده می شود بعداز مدتی به رودخانه می رسيم بعداز رودخانه راهی به چپ و ديگری به راست می رود سمت چپ را ادامه می دهيم . اکنون در منطقه ی روستای با صفای "طارم دشت" هستيم به داخل روستا نخواهيم رفت در اوايل باغات روستا جايی دنج و زيبا برای چادر زدن انتخاب می کنيم تا شب را در اينجا سحر کنيم. ساعت 19 است و کيلومترشمار 130 را نشان می دهد در يک بلندی مشرف بر رودخانه و باغات زيبای روستای "طارم دشت" چادرها را برپا می کنيم ؛ دو نفر از دوستان برای پرکردن قمقمه ها به روستا می روند. در حين اسقرار در اينجا پيرمردی با دخترک خويش رمه اش را از کنار ما به سوی روستا می برد، سلام عليکی می کنيم ناله اش هوامی رود از کم آبی.
ساعتی بعد صدای عوعو سگها نزديک شدن دوستانمان را خبر می دهد که با قمقمه های پر سر می رسند؛ شام را درست می کنيم و بعداز صرف آن بر روی چمن پهن می شويم و به آسمان و زيباييهايش خيره می شويم از مسير امروز و از همه جا و از همه چيز صحبت می شود کم کم بچه ها به چادرها می خزند و صدای نفسهای آرامشان خبر از خواب خوش بعداز خستگی امروز را می دهد ، من می مانم وآسمان و ستاره هايش و دلتنگ ازدوری خانواده ام ودوری از همه ی آنچه بايد بهشان نزديک بودم به هنر، به دوستان، به خوبيها ،به زيباييها، و همه همه دلتنگ از اينکه چرا حتی درصد کمی از جوانان و مردم نیز نمی توانند مثل ما به اينجاها بيايند و از طبيعت و نعمات کشور عزيزمان محظوظ شوند . خوابم نمی آيد آسمان پر از ستاره است شهابی باسرعت از بالای سرمان در جو زمين گم می شود به فردا می انديشم که بايد سرحال باشم و دوستان همراهم را به خوبی همراهی کنم و اين مستلزم خواب است به درون چادرمان که تنها پشه بندی است و روپوش آن را نيانداخته ام تا آسمان پيدا باشد می خزم.
صبح زود باز برپا را ساعت 5 می دهم و صبحانه را می خوريم و وسايل و چادرها را جمع می کنيم و ساعت 7:10 راهی می شويم از روستا می گذريم . ساعت 8:40 در کيلومتر 144 به "شال" می رسيم جلوتر می رويم منطقه واقعا زيباست. ساعت 9:50 به "کلور" می رسيم کيلومترشمار 152 را نشان می دهد کمی بالاتر از "کلور" يک سربالايی تند را پشت سر می گذاريم و در چمن کنار خيابان می نشينيم و آب و تنقلاتی می خوريم ؛ به حرکت ادامه می دهيم به منطقه ی "شاهرود" می رسيم جلوتر می رويم . ساعت 13:45 به روستای "مجره" در کيلومتر 192 می رسيم به راست می پيچيم و از کنار روستا رد می شويم از راه جديد به سوی گردنه ی "الماس" رکاب می زنيم ، فشار مسير نسبتا بالاست و شيب تند است.
اکنون در ساعت 15 به انتهای مسير و گردنه ی "الماس" رسيده ايم ، کيلومترشمار ...... را نشان می دهد جلوتر کلبه هايی پيداست در یکی از انها برای ناهار درنگ می کنيم جايتان خالی تخم مرغ محلی با نان فتير ديگر از اين بهتر نمی شود، بعد از فشار گردنه، خستگی و گرسنگی؛ در اين کلبه همه چيز بر وفق مراد است. بچه ها دلی از عزا در می آورند . بعداز خوردن ناهار و کمی استراحت باز حرکت از نو . پای در رکاب و ديگر به زيباييهای منطقه ی "اسالم" می رسيم.
باهر فشارپدال، چشم اندازی نو در جلو چشم ما نمايان می شود؛ اوبه های عشاير، جنگلهای بکر، آسمان زيبا، رمه های آرام، درختان سر به فلک کشيده . آرامش زندگی در اينجا کاملا مشهود است ديگر به مرادمان رسيده ايم پا نای حرکت ندارد که نه نمی خواهد جلوتر بروم حتی المقدور می خواهيم بيشتر از منطقه لذت ببريم ؛ چه زيباست اين مجموعه ی زيبای طبيعت و انسان و حيوان . پشت سرهم درسر هر پيچی به هر بهانه ای می ايستيم و نگاه می کنيم و عکس می گيريم جلوتر می رويم مسير زيباتر می شود ، هوا رو به تاريکی می رود بايدکمتر بايستيم ضرورت سرعت در حرکتمان اجباری است جلوتر می رويم به "اسالم" می رسيم، ساعت 19 و کيلومتر 247 . جاده از ميان جنگلهای سرسبز شمال می گذرد .وما به ارزویمان یعنی رکابزدن در این مسیر زیبا رسیده ایم. ساعت 19:30 به ساحل "گيسوم" می رسيم ؛ کيلومترشمار 257 را نشان می دهد قصد شب مانی در کنار دريا را داريم داخل محدوده می شويم و در گوشه ای چادر می زنيم، باز شب به زيبايی تمام رخ می نماياند دست و صورتی می شوييم و شام را آماده می کنيم . مدتی بعد باز بچه ها در خوابند و من گزارش روزانه را می نويسم دريا آرام است و زيبا .
صبح زود بچه ها را بيدار می کنم چادرها را جمع می کنيم و صبحانه می خوريم؛ بچه ها قصد شنا دارند نمی گذارم چون وقت ما را خواهد گرفت . 8 صبح از ساحل "گيسوم" بيرون می آييم و در اين روز روشن از مسير زيبا به سوی "فومن" حرکت می کنيم مسير ساحل تا جاده ی اصلی بسيار زيباست ليکن زباله ، اين زيباييها را تحت الشعاع قرار داده است چقدر آشغال ريخته شده است اينجاها. نمی دانم چرا به فکر اين نيستيم که باز می خواهيم به اينجا بياييم و سال بعد اين همه زباله ديگر جايی برای ما نخواهد گذاشت . افسوس می خوريم و می گذريم .
ساعت 12:45 به "صومعه سرا" می رسيم ، کيلومترشمار 324 را نشان می دهد از "صومعه سرا" به سوی "فومن" رکاب می زنيم. ساعت 14 و در کيلومتر 333 به "فومن" می رسيم در اينجا قصد خريد دو روز بعد را داريم بعداز خريدن مايحتاج به سوی "قلعه رودخان" دوچرخه ها را می تازانيم . هوا خيلی گرم است ، ساعت 16 درکيلومتر 356 به "قلعه رودخان" می رسيم ؛ درمنزل يکی از اهالی دوچرخه ها را به انبار می گذاريم و ناهاری می خوريم و برای آبتنی به رودخانه می رويم و تن به آب می نهيم و آرامشی دلپذير همه ی ما را در بر می گيرد حدود يک ساعت در آب می مانيم و به منزل می آييم . شام را تهيه می کنيم و برای فردا که به قلعه خواهيم رفت ، آماده می شويم تا صبح زود حرکت کنيم و از تيغ آفتاب و گرمای مرطوب در امان باشيم .
صبح زود ساعت 4 بيدار می شويم و به سوی قلعه ی تاريخی حرکت می کنيم ؛
مسير
زيباست و هر قدم جلوتر می گذاريم زيباتر می شود . در ميان جنگل بکر، هوای
خنک ، صدای آب رودخانه . همه چيز از طبيعت زيبای شمال کشور خبر می دهند ؛
صدای بلبلان در جنگل که نويد صبحی ديگر و روزی ديگر را به اهالی جنگل می
دهد ؛ با آهنگی آرام و معقول از پله های قلعه که به 1200 تا می رسد بالا می
کشيم هر طرف چشم اندازی زيباست، می ايستيم نگاه می کنيم عکسی می گيريم
درختان چه دوستانه در هم تنيده اند و انگار می خواهند منطقه را از گزند
چيزی در امان نگه دارند ؛ بالاتر می کشيم در اين صبح دل انگيز جز ما دیاری
نيست بالاتر می رويم قلعه پيداست با عظمت و شکوه تمام. ساعت 6 صبح است
به ياد جنگاوران طبرستانی در کتابهای تاريخی می افتم که چه قهرمانانه از
وطن و کشورشان دفاع می کرده اند .
حدود يک ساعت در قلعه به تماشا می گذرانيم و آرام آرام ديگران نيز پيدا و وارد قلعه می شوند . دل کندن از اين قلعه تاريخی مشکل است ولی بايد حرکت کنيم ، به پايين سرازير می شويم وپله های قلعه را پشت سر می گذاريم پيش روی ما گروه گروه افراد به سوی قلعه به بالا می روند . ساعت 9:30 به محل شب مانی می رسيم وسايل خود را جمع کرده از ميزبان خداحافظی می کنيم .ساعت 10 از روستا خارج می شويم با سرعت و قدرت تمام به سوی "فومن" حرکت می کنيم باز از زيبايی مسير حداکثر استفاده را می کنيم ساعت 10:30 به "فومن" می رسيم و با کمی استراحت و خريد بچه ها باز به راه می افتيم و به سوی "رشت" حرکت می کنيم هوا گرم و دم کرده . ساعت 14 به "رشت" می رسيم کيلومترشمار 406 را نشان می دهد هوا واقعا گرم است . با راننده ای که دوستانمان درزنجان باسازمان جهاد کشاورزی هماهنگ کرده اند و قرار است ما را به "زنجان" برگرداند. قرار بر ساعت 14 گذاشته ايم و احتمال دير رسيدن را نيز داده ايم . اکنون با فشار تمام رکاب می گردانيم تا به پليس راه "قزوين" - "رشت" برويم .
ساعت 15:15 کمی مانده به پليس راه، ماشين پيدا می شود و در کيلومتر 425 از دوچرخه ها پياده می شويم.راننده از چند ساعت قبل معطل ما بودهاست . از ایشان عذر خواهی کرده دوچرخه ها را سفت ومحکم بر پشت این وانت دو کابین میبندیم وبه امید برنامه ای دیگر به سوی دیار عزیز مان زنجان می شتابیم. در اینجا جا دارد از مسئولین محترم جهاد کشاورزی وراننده باصفا یشان اقای کرمی به خاطر در اختیار ماقرار دادن ماشین تشکر وقردانی کنیم .
دوستان همراه اقایان بهزاد نجفی –محمد میری –مهدی منیری –حمید حقگو
گزارش برنامه ي زنجان – طارم – اسالم – رشت
هيئت كوهنوردي استان زنجان
(كميته ي دوچرخه ي كوهستان )
گزارش برنامه ي زنجان – طارم – اسالم – رشت
( 25 / 3 / 84 )
ساعت
5:45 صبح روز چهارشنبه بيست و پنجم خردادماه از فلكه ي كوچه مشكي به سوي
سد گاوازنگ و گردنه ي ( واي واي ) حركت مي كنيم . دوستان با آمادگي كامل
ركاب مي زنند . هوا خيلي خوب و منطقه زيباست در كنار چشمه ي دو قلوي نرسيده
به گردنه ي واي واي پياده شده ، آب مي خوريم و به طرف فلكه ي پيست دوچرخه
سواري پيش مي رويم و پس از دور زدن آنجا به سوي شمال فلكه راهي به سوي
گردنه ي واي واي نمايان است ركاب مي زنيم . ساعت 8:30 در گردنه هستيم ، از
دوچرخه ها پياده شده و پس از بر سر گذاشتن كلاه ايمني با احتياط كامل به
خاطر باري كه در كوله پشتي و در تركبند پشت داريم از گردنه به پايين و به
سوي روستاي تهم سرازير مي شويم . اين منطقه هميشه زيبايي و صفاي خاص خود را
دارد . همه مان بارها اين مسير را چه پياده و چه با دوچرخه پيموده ايم .
ساعت 9 صبح پس از گذشتن از باغ معروف عباد و لذت ديدار آن به روستاي تهم مي
رسيم . تهم روستاي نسبتا بزرگي است كه مردمان آن از راه دامداري ارتزاق
مي كنند مخصوصا الان به خاطر سد تهم و به زير آب رفتن زمين هاي كشاورزي ،
كشاورزي در آنجا رونق ندارد .
از داخل روستا به طرف شمال و جاده شوسه ادامه مسير مي دهيم و به سوي گردنه ي آق گئديك حركت مي كنيم . اطراف جاده واقعا زيباست و هر چهار نفرمان سرحال و قبراق ركاب مي زنيم ، كمي بالاتر و نرسيده به گردنه در كنار پل براي صرف صبحانه مي نشينيم . زيبايي مسير ، صبحانه ي خوشمزه ي آقاي افشاريان و هواي خوب لحظات لذت بخشي را آفريده است ، بعد از صرف صبحانه روانه ي گردنه مي شويم و در ساعت 10:30 به گردنه مي رسيم و پس از طي مسافتي كوتاه از راه سمت چپ كه راه شوسه ي جديد الاحداث است و براي كم كردن مسافت گيلان – زنجان از سالها پيش در حال ساخت بوده و هنوز نيز به اتمام نرسيده است ، به حركت خود ادامه مي دهيم ( لازم به ذكر است كه پس از رسيدن به گردنه ، راهي در سمت چپ وجود دارد كه به سوي سندستان كه ييلاق مي باشد مي رود و كمي جلوتر در سمت راست راهي است كه به روستاي زرني و طارم مي رود و از آن جلوتر نيز راهي در سمت چپ است كه ما انتخاب كرده ايم ) .
مسير خيلي زيباست ، اين مسير را چندين بار آمده ايم خيلي پر خاطره است براي من زنده ياد آقاي محمود افشاريان در ذهن و دلم مي آيد واقعا يادش بخير و روحش شاد . ادامه مي دهيم و از بالاي گمان رد مي شويم ، جاده به علت اين كه در دست احداث است پر از چاله و سنگ است ولي آمادگي بچه ها اين مسئله را كاملا حل كرده است مسير را پي مي گيريم ، شيب جاده خيلي تند است و پيچ تركبند من نيز زود به زود باز مي شود و مجبورم كه آن را هر از گاهي سفت كنم و همين امر نيز باعث مي شود تا در يك دست انداز شديد تركبند من از دوچرخه جدا شود و به زمين بيفتد . به حركت خود ادامه مي دهيم ديگر به منطقه ي طارم رسيده ايم از روستاي ولي آباد كه از فاصله ي نيم كيلومتري ما در سمت چپ پيداست رد مي شويم پايين تر مي رويم و به روستاي شقاقي مي رسيم و در ساعت 13:45 در يكي از باعات اين روستا در زير درخت گردو ، ناهار را كه – دست آقاي افشاريان درد نكند – دلمه است ، نوش جان مي كنيم . قرار بود كه چيزي براي تغذيه نياوريم و در مسير تهيه كنيم ، به خاطر آن من هيچ گونه مواد غذايي در بساط ندارم . پس از استراحتي كوتاه ، حركت مي كنيم و از پل انذر به سوي درام رهسپاريم .
ساعت15:50 دقيقه به درام مي رسيم از يكي از مغازه ها يك هندوانه تهيه و كمي بالاتر از درام كه انگاز جزئي از درام است يعني جز لاندشت در آستانه ي در شوراي حل اختلاف آن را بر زمين مي زنيم و ميل مي كنيم . جوانان در روستا مشغول چسباندن پوستر هاي تبليغاتي كانديدا ها هستند شور و شوق جوانان در اين روزها مرا به ياد اوايل انقلاب مي اندازد يادش بخير آن روزگاران . از جا بلند شده و از سمت چپ جاده تقريبا روبروي شورا به شمال و به سوي شيرين سو حركت مي كنيم از روستاي گمادشت كه در طرف چپ مان است مي گذريم . ساعت 17:30 است هوا خيلي گرم است با بابك افشاريان در رودخانه ي شيرين سو تني به آب مي زنيم آب خنك رودخانه خيلي لذت بخش است و خستگي را از تن بدر مي كند ، آقاي افشاريان و آقاي ملكي در كنار جاده نشسته و نظاره گر ما هستند .
پس از مدتي حركت مي كنيم تا اينكه ساعت 19:10 به شيرين سو مي رسيم . من كمي جلوتر از دوستان هستم ، جاده خاكي را پيش مي رانيم يك سر بالايي تند و نفس گير ، تصميم مي گيرم اين سربالايي را بدون توقف تا سبزه ميدان برانم اما به علت اين كه از دوستان خبري نيست نگران شده و در كنار راهي فرعي در سمت چپ جاده كه به بندرگاه مي رود توقف مي كنم تا دوستان برسند خبري نيست نگران تر مي شوم روي يك تپه مانندي در كنار تير چراغ برق مي نشينم پس از يك ربع بعد يا بيشتر دوستان را از دور مي بينم كه هر سه دوچرخه به دست مي آيند ، نزديك كه مي شوند معلوم مي شود كه زنجير دوچرخه ي آقاي افشاريان پاره شده است در فكر چاره جويي هستيم تا اينكه من و بابك به سوي سبزه ميدان حركت كرده و پس از رسيدن به آنجا چادر را مي زنيم و پس از مدتي نيز بقيه از راه مي رسند .
هوا كم كم تاريك مي شود و ما در كنار رودخانه اتراق كرده ايم و در اينجا شام را مي خوريم شب را با صداي سحر انگيز رودخانه و خاطرات برنامه هاي گذشته به صبح مي رسانيم ، البته گهگاهي در طول شب بيدار مي شوم ، واقعا صداي رودخانه افسانه اي است . ساعت 5 صبح است كه بيدار ودر حال نوشتن گزارش ديروز هستم بچه ها در خواب هستند بعد از نوشتن گزارش من نيز به قافله ي دوستان مي پيوندم و دراز مي كشم .
8 صبح است و ادامه ي برنامه نامعلوم ، زنجير پاره ي آقا منصور و اعلام عدم همراهي آقاي ملكي ، ادامه ي برنامه را نامعلوم كرده است . آقاي ملكي عزم جزم براي برگشت دارد ، اما من پيشنهاد ادامه ي برنامه با دوچرخه ي آقاي ملكي را به آقا منصور مي دهم صبحانه را مي خوريم در دل من غوغاست كه نكند برنامه ادامه پيدا نكند آقا منصور به سوي دوچرخه ي خود مي رود كه موقتا آن را تعمير كند حسن آقا با آن به زنجان برگردد خوشبختانه دوچرخه كاملا درست مي شود و براي ادامه ي مسير مهيا . ساعت 12:30 ظهر با حسن آقا خداحافظي مي كنيم و قرار مي شود ايشان در آنجا بمانند تا در خنكي بعد از ظهر به سوي زنجان حركت كنند . از سبزه ميدان حركت مي كنيم ، هوا خيلي گرم است نه فقط گرم بلكه داغ است .
كمي بالاتر در سمت راست يك راه فرعي به روستاي سياورود مي رود كه يكي از مسير هاي ماسوله است . مستقيم به جلو مي رانيم در سمت چپ روستاي نوكيان است و در طرف ديگر سياورود دو مسير ماسوله . سر بالايي تندي در پيش داريم بايد يك گردنه ي عظيم را رد كنيم ، راه كاملا سر بالاست و شيب تند . خوشبختانه راه شوسه و خوب است ، و تمرينات زنجان و سر بالايي هاي گاوازنگ اينجا ثمر مي دهند . ساعت 13:15 باز در طرف چپ ما راه ديگري است كه به كوگان مي رود باز راه مستقيم را پي مي گيريم . ساعت14:30 در كنار يك آبشخور براي استراحت و آب خوردن درنگ مي كنيم و پس از ده دقيقه به پيش مي رانيم تا اينكه پس از دقيقا دو ساعت و ربع ركاب زدن به گردنه رسيده و به حركت خود ادامه مي دهيم . ساعت 15:30 به روستاي بالاكوه مي رسيم جالب است يك طرف دره ( جنوب ) روستاي بالاكوه اردبيل و در طرف شمال دره روستاي بالاكوه زنجان قرار دارد . دو روستا با يك نام و درست در مقابل هم ، براي ناهار در اينجا اتراق مي كنيم .
سمت راست راه شوسه و در كنار منبع آب راهي است كه به روستاي كهل دشت مي رود كه بايد بهشت دشت نامگذاري مي شد . پس از صرف ناهار و كمي استراحت در ساعت 17:30 به حركت خود ادامه مي دهيم و قصد داريم به سيبله برسيم مسير يك سر بالايي با شيب تند است ، به بالا مي كشيم سحر و زيبايي خاص اين منطقه از ديگر جاهاي مسير متمايزتر است . رنگها ، همواري و ناهمواري ، اينجا همه چيز چشم نواز است . آقا منصور اصرار دارد در اينجا شب ماني كنيم . كمي پايين تر به منطقه ي روستاي كهل دشت مي رسيم كه در طرف راست ما قرار دارد منطقه كاملا بوي آذربايجان مي دهد بوي اردبيل و خلخال . كمي اينجا استراحت مي كنيم گردنه ي سيبله از دور پيداست . حدس مي زنيم كه به گردنه 45 دقيقه راه است . طبق برنامه قرار است به سيبله برويم و از آنجا به سوي خلخال . البته از سيبله هم به ماسوله مي روند يعني مسير دوچرخه ي ماسوله نيز همين است از روستاييان پرس و جو مي كنيم و تصميم مي گيريم به خلخال برويم .
كمي بالاتر كه مي رويم راهي در سمت راست است كه به سوي روستاي كهل دشت و از آنجا به سيبله و ماسوله منتهي مي شود ، ما راه مستقيم را انتخاب مي كنيم منطقه بسيار زيباست و ما نيز متحير از زيبايي منطقه ، پيش مي رويم . ساعت 20:05 به رودخانه ي باريكي مي رسيم كه جاده را دو تا مي كند يكي به راست و ديگري به چپ كه ما طرف چپ را انتخاب مي كنيم . دو يا سه دقيقه بعد به يك رودخانه ي بزرگ مي رسيم كه بايد از آن بگذريم ، آب رودخانه زياد است به آب مي زنيم و با دوچرخه رد مي شويم به سوي روستاي طارم دشت پيش مي رانيم . باغات با صفاي اين روستا از دور پيداست . نزديك و نزديك تر مي شويم . ساعت 21:45 به روستاي بزرگ طارم دشت مي رسيم كه مي گويند قبلا يك روستاي 700 خانواري بوده ولي اكنون 50 خانوار بيشتر ندارد .
قصد داريم شب را در اينجا بمانيم ، در يك قهوه خانه اتراق مي كنيم تا شب را به صبح رسانيم . من خوابم نمي آيد بيرون و بر روي سكوي قهوه خانه دل به ماه و ستارگان و صداي مرغ حق مي سپارم تا اينكه در ساعت 2 يا 3 شب قصد مي كنم خواب و پلك سنگين و صبح .ساعت 8:10 صبح از طارم دشت خارج مي شويم و 20 دقيقه بعد جاده ي خاكي تمام مي شود به آسفالت مي رسيم مسير را ادامه مي دهيم و ساعت 9:55 است كه به كلور مي رسيم به حركت خود ادامه مي دهيم تا اينكه در ساعت 10:50 به منطقه ي شاهرود مي رسيم و براي برداشتن آب تامل مي كنيم ، منطقه ي شاهرود واقعا زيباست و به گفته آقا منصور قابل مقايسه با شاهرود سمنان است منطقه پر از باغات ميوه است . حدود ساعت 13:45 براي صرف ناهار و كمي استراحت ، در 16 كيلومتر مانده به خلخال و در زير درخت بيد توقف مي كنيم پير مردي به قصد اعتراض به ما نزديك مي شود اما خوش خويي آقا منصور جاي اعتراض براي پيرمرد باقي نمي گذارد . پير مرد سمت چشمه را به آقا منصور نشان داده و باهم براي آوردن آب به سوي چشمه مي روند .
آقا منصور با آب بر مي گردد و كشفي از زندگي خصوصي پيرمرد ، نامردي و نامرادي زمانه . پير مرد باغ سيبي دارد كه مي گويد هر ساله مي توانم 40 تن سيب از باغم برداشت كنم و از آن مهمتر صاحب چندين فرزند ذكوراست . ولي باغ ميوه را آفت زده است و پيرمرد از دست پسران خود ناله مي كند اين است نتيجه مهاجرت بي رويه و افسون دروغين مهاجرت به شهر ، به گفته ي پيرمرد پسران در شهر فرش مي بافند و باغ بدون صاحب و ميوه ها نيز كرم خورده و گنديده باقي مانده است . امروز براي خوردن گيلاس و آلبالو با ناز و كرشمه ركاب زده ايم . تعمير دوچرخه ي پسرك كلوري وقت زيادي از ما گرفت ، در ساعت 17:15 به حركت خود ادامه مي دهيم و ساعت 17:55 است كه راه قديم اسالم كه در سمت چپ جاده است نمايان مي شود و دو جاده ي جديد نيز كمي پايين تر وجود دارد كه به خلخال مي رود . منطقه واقعا زيبا و عاليست ادامه مي دهيم و به سوي گردنه حركت مي كنيم . يك سر بالايي با شيب كاملا مهندسي ، به تدريج ارتفاع را زياد مي كند .
ساعت 19:50 است كه به راهدار خانه مي رسيم و توقفي كوتاه براي پوشيدن لباس و بادگير مي كنيم . قصد داريم شب را در يكي از كلبه هاي اوبه ها ييلاق سپري كنيم به همين خاطر اولين اوبه ها را كه مي بينيم به سوي آنها مي رويم و جوياي محل ، قصد ندارند ما را ميزباني كنند به حركت خود ادامه مي دهيم به قهوه خانه اي در كنار جاده مي رسيم ، از قهوه چي جوياي محل مي شويم او كلبه اي را در پايين و در ميان ديگر كلبه ها به ما مي دهد . شب را در اينجا بيتوته مي كنيم ، تاريكي برهمه جا چيره شده است ، ماه بر بالاي سر نور افشاني مي كند سكوت بر منطقه حكم فرماست اسب ها در حال استراحت بعد از چراي روز در كنار هم آرميده اند ، دوستان بعد از خوردن شير و ماست به خواب مي روند ، اما من خوابم نمي آيد در اين شكوه شبانه اجازه خواب نيست به راستي اين همه سكوت و زيبايي سحر انگيز را در كجا مي توان يافت ، در بيرون كلبه مي نشينم ، خيره به همه چيز . اسب نري در كنار ماديانش چه زيبا و آرام لميده است باري نمي دانم دوستن صبح چه ساعتي بيدار خواهند شد ، با اينكه نمي توانم از بيرون كلبه دست بكشم به درون كلبه مي روم داخل كيسه رفته و باز سنگيني پلك و لذت خواب و آرامش .ساعت 6 صبح از خواب بيدار مي شوم از پنجره ي كوچك كلبه به بيرون نگاه مي كنم ، بلبلي بر روي سنگ كنار كومه ي ما نويد صبح و روشنايي مي دهد چه صداي دلنشيني دارد به بيرون مي آيم در كنار در به چشم انداز نگاه مي كنم . همه جا سبزي و خرمي و صفا ، همه جا سبز مخملين ، همه جا آرام و آرامبخش ، دام ها را مي بينم كه هر كدام در گوشه اي به پذيرايي از خود در اين خوان پر نعمت مشغول هستند چه خوشبخت هستند اين حيوانات . مه شبانه شبنم روي علف ها نشانده طراوت و زيبايي شقايق هاي نارنجي جلوه ي خاصي به منطقه مي دهد . گوسفندان دسته دسته با چوپانان راهي چرا مي شوند .
آرامش كامل در منطقه حكم فرماست متاسفانه چراي بي رويه طيعت را از بين برده است و قسمت هاي زيادي از دامنه كچل شده و آماده تخريب طبيعي مانند فرسايش است ، بايد چاره اي انديشيد . گهگاهي در را باز و بسته مي كنم بلكه دوستان از خواب بيدار شوند ، بلاخره بيدار مي شوند صبحانه را كه شير است و از صاحب كلبه گرفته ايم گرم مي كنيم و پس از نوشيدن آن براي حركت آماده مي شويم و ساعت 9:30 صبح به قصد اسالم و ساحل گيسوم حركت مي كنيم .مسير خيلي زيباست ، اوبه ها در زير پاي ما جلوه ي خاصي به منطقه مي دهند بعد از اين مناطق زيبا جنگل ها خود نمايي مي كنند ما دقيقا از داخل جنگل عبور مي كنيم منطقه بوي درختان جنگلي و رطوبت مخصوص شمال را دارد . هر قدم جلوه ي خاصي دارد .
اين مسير را با ماشين چندين بار آمده ام ولي دوچرخه چيز ديگري است . آقا منصور جلوداري مي كند سرعت بيش از حد معمول و در حدود 40 يا 50 كيلومتر در ساعت مي باشد . به نظرم آرامتر مي رفتيم بيشتر لذت مي برديم . صفاي جنگل و هواي دلپذير گذشت زمان و مسافت را تحت الشعاع قرار داده است . ديگر به اسالم رسيده ايم و حدود 55 كيلومتر را طي كرده ايم ، به شهر رفته و ناهار را در اينجا صرف مي كنيم . در ساعت 1:45 به حركت خود ادامه مي دهيم . حدود 7 الي 8 كيلومتر تا ساحل گيسوم راه داريم . ساعت 14:30 به ساحل مي رسيم . قدري استراحت و شنا مي كنيم . بابك خيلي به شنا راغب است من و آقا منصور كه شناگر و مربي و عاشق آب هستيم به اندازه ي او براي رفتن به آب حس نداريم ولي براي اينكه او تنها نباشد اول آقا منصور و بعد من به آب مي زنيم . ساعت 17 از گيسوم به قصد فومن ركاب مي زنيم دو طرف مسير جنگل و شالي كاري است و رنگ سبز اصيل واقعا معركه است . آقا منصور جلو دار تيم است و با قدرت و سرعت ولي يكنواخت ومعقول ركاب مي زند و ما نيز پشت سرش .جاده در بعضي جاها دو بانده و در بعضي جاها يك حاشيه ي 2 متري دارد كه براي دوچرخه سواري عالي است ولي در بعضي جاها آنقدر باريك مي شود كه به سختي مي توان از ميان ماشين ها به جلو حركت كرد .
ساعت 19 در كنار جاده براي استراحت مي ايستيم و از پسر تمشك فروش يك سطل بزرگ تمشك مي خريم و همه را – جاي شما خالي – مي خوريم حركت مي كنيم و ساعت 20 به ضياء بر مي رسيم . از ضياء بر تا فومن 20 كيلومتر است ازآنجا مي گذريم و ساعت 21 به فومن مي رسيم و در يكي از پارك هاي آنجا شب ماني مي كنيم . ساعت 9:30 صبح از فومن به طرف رشت حركت مي كنيم . ساعت 10:30 به رشت مي رسيم و براي تهيه ي بليط به ترمينال رفته و براي ساعت 15:30 بليط مي گيريم .
نفرات شركت كننده در برنامه:
آقايان : 1 – حميد پناهي 2 – منصور افشاريان 3 – حسن ملكي 4 – بابك افشاريان
مسير زنجان – آق گئديک – سرخه ديزج
جمعه4 خرداد ماه درفلکه کوچه مشکي منتظر ديگر دوستانمان هستيم،کوهپيمايان با شوق و ذوق و سرحال به سوي گاوازنگ و چله خانه روانند، دوستان ما هم يکي يکي سر مي رسند و ساعت5:10دقيقه به سوي چله خانه حرکت مي کنيم هواي بهاري طراوت و شادابي خاصي دارد از کنار کوهنوردان رد مي شويم و خسته نباشيد و سلام عليکي رد و بدل مي شود به سد گاوازنگ مي رسيم براي پايين آوردن ضربان در تاج سد يک دور بسيار کند وآرام مي زنيم و به سوي سه راهي امند حرکت مي کنيم سر بالايي هاي امند طي مي شود و به سمت گردنه واي واي رکاب مي گردانيم هواي لطيف صبحگاحي صداي آواز پرندگان، ديدار دوستان کوهنورد در مسيرشوقي وصف ناپذير در انسان به وجود مي آورد.
به فرعي خاکي منتهي به گردنه واي واي مي پيچيم جلوتراز جويباري مي گذريم که سر منشأ رود خانه امند است، بعد ازچند دقيقه پيمودن يک سر بالايي نجيب اکنون در گردنه واي واي هستيم که نسيم گردنه صورتمان را نوازش مي کند کلاه ها بر سر و از گردنه به پايين سر ازير مي شويم مسافت زيادي پايين نرفته ايم که دو نفر از بچه هاي کميته که قرارنبود ايشان نيزهمراه ما باشند سر مي رسند و اظهار مي دارند تا گردنه آق گئديک با ما خواهند بود. زيبايي دره واقعاً محشر است انگار لباسي از مخمل به دامنه ها و کوهها پوشانده اند، گلهاي زيبا در جاي جاي ميان سبزه ها با رنگهاي الوان خود صفاي خاصي به مسير داده اند جويباران جاري در گوشه گوشه مسير صداي آواز کبک ها و پرندگان چشم اندازي بس شگرف وزيبا پديد آورده است، وما در اين موطن زيبا خود را سبکبال وخوشبخت حس مي کنيم و از اين احساس به وجود آمده مسرور و شاکريم.جلوتر مي رويم به باغ عباد که اکنون جز زميني صاف و بدون درخت چيزي ديگر از باغ نمانده مي رسيم اين باغ نيز به علت تعرض بشر و تکنولوژي به طبيعت به چنين روزي افتاده است.

کشيدن جاده تا اين باغ و ساختن سيل بند ها براي سد تهم از علل تخريب اين باغ بوده است. کمي جلوتر روستاي تهم با زيبايي تمام دردامن دره اي دشت گونه آرام ارام از خواب شبانه بيدار شده و خود رابه رخ مي کشد. اين روستا نيز به دليل منطقه زيبايش و وجود سد تهم از طرف سازمان گردشگري وجهانگردي منطقه ويژه گردشگري اعلام شده است. جلوتر مي رويم روستا هنوز در خواب است چوپاني رمه خود را که از آغل ها خارج شده به بيرون روستا هدايت مي کند و صداي بانگ خروس به روستا بيدار باش مي دهد که از عمر شبي گذشت اي ايها الناس برخيزيد. از روستا بيرون مي زنيم و از جاده آسفالته به سوي آق گئديک حرکت مي کنيم، بچه ها سر حال و قبراق رکاب مي زنند،مهمان عزيزي داريم که وجودش براي همه ما موجب مسرت و خوشحالي است يکي از خادمان صادق دوچرخه سواري زنجان و ايران آقاي جمشيد ملکي. در يک دور مناسب به سوي آق گئديک حرکت مي کنيم ،جلوتر در دامنه کوهي گله اي در حال چرا در ميان نور تازه دميده آفتاب صبحگاهي چشم انداز زيبايي را ايجاد کرده است مي ايستيم و چند قطعه عکس مي گيرم،
سمت راست ما راه روستاي علي آباد و مسير ديد ني آن پيداست، جلوتر مي رويم سر بالايي تند و مسير زيباترمي شود از دورترها دربالاي گردنه دوستمان آقاي افشاريان پيداست ايشان به علت نوع و فيزيک دوچرخه شان که يک وسيله دوکاره است و طي مسير اسفالته زودتر ازما به گردنه رسيده است، بالاترمي رويم ساعت8:20دقيقه در کيلومتر31 به گردنه مي رسيم از آب چشمه کنار راه گردنه ظرفهاي آب را پر مي کنيم،اينجا سه مسير در جلو ما ديده مي شود، سمت چپ در اول گردنه به سوي سندستان و کمي بالاترسمت راست به سوي روستاي زرني طارم و جلوترسمت چپ به سوي گمان وشيرمشه همان راهي که اگر تمام شود مسير زنجان – ماسوله براي وسايل نقليه خواهد شد، ما مسير سوم را بر مي گزينيم منطق? بسيار زيبا و دل فريبي پيش روي ماست دره هاي عميق و پر شيب کوههاي سر به فلک کشيده همه جا سرسبز و زيباست، جلوتر مي رويم مسير کاملا بده بستان است سر بالايي هاي تند و سرازيريهاي پر شيب ازراهي که سالهاست بايد ساخته مي شد و اکنون جز خرابي و سنگهاي ريزش کرده از کوه چيز ديگري ديده نمي شود جلوتر منطقه گمان و کلبه هاي مشهدي يدالله گماني پيداست، زيبايي بي حد و حصراينجا واقِعا غوغا کرده است،
از بالاي کلبه ها مي گذريم جلوتر باغهاي گمان و جنگل درختان فندق روستاي شيرمشه پيداست، ساعت10:18دقيقه ودر کيلومتر46 در دامنه کوههاي مشرف به روستاي شيرمشه مشغول تماشاي چشم انداز زيباي روستا هستيم از اين بالا و کمي دورترها منطقه روستاي ايچ پيداست و ما از بالاي اين دو روستاي زيبا به سوي روستاي شاقي جزلا حرکت مي کنيم، جاده خاکي پر پيچ تر و شيب آن بيشتر و خرابتر مي شود با احتياط ارتفاع کم مي کنيم با اين همه مشکلات در مسير منطقه شکوهي ديگر دارد و بسيار بسيار زيباست.جلوتر مسير خاکي به يک جاده شوسه و نسبتا صاف منتهي مي شود در سمت چپ ما مسيرروستاي وليدرو شيب آن با شکوه وجلال تمام ديده مي شود. باز پاي در رکاب مي فشاريم و جلوتر مي رويم اکنون به پلي رسيده ايم که سمت راست آن به چورزق و چپ به سوي جزلا خواهد رفت ساعت12و کيلومتر 64 را نشان مي دهد
و ما براي استراحت و ناهار مي ايستيم و زير درختان کنار جاده بساط ناهار پهن مي شود وبعد از ناهاربراي خنکي تني به آب رودخانه مي زنيم. ساعت14 قصد حرکت مي کنيم و به علت زودتررفتن عده اي از بچه ها و اشتباه آنها درمسيرراه بسيار هموار و خوب به چورزق از دستمان ميرود ما نيزبايد دنبال بچه ها برويم، کمي آنطرفتر از پل سمت چپ بالاتر لز جاده يک چشمه بسيارعالي است پسرکي ظرفهاي آب ما را پر مي کند و ما نيز به راه مي افتيم جلوتربچه ها در کنار جاده به انتظارما ايستاده اند و فرصت غنيمت دانسته با لباس به داخل آب کانال افتاده اند به محض رسيدن ما آنها از آب خارج و حرکت مي کنيم، شيب و سرازيري جاده بچه ها را تحريک به سرعت رفتن مي کند و دو نفر از بچه ها جلوتر رفته اند و سه راهي انذر را درسمت راست گذشته اند از سه راهي مسير چپ را انتخاب مي کنيم زير درختي مي نشينيم از يک موتور سوارخواهش مي کنيم که دوستانمان راخبر دهد تا بر گردند و پيش ما بيايند حدود نيم ساعت بعد آنها راه رفته را باز گشته به ما ملحق مي شوند و حرکت مي کنيم از ميان باغات روستاهاي طارم عبورو به سوي چورزق رکاب مي زنيم ساعت15:20دقيقه ودرکيلومتر69به چورزق مي رسيم، مسير را ادامه مي دهيم مسير سر بالايي است و بده بستان. هواي گرم طارم بر سر و بدن ما هجوم آورده و با دماي بدنمان حرارتي مضاعف در وجود مان ايجاد شده است ساعت18:20 است و کيلومتر شمار112را نشان مي دهد و ما درسرخه ديزج منتظرپيدا شدن ماشيني براي حمل دوچرخه ها نشسته ايم با اجاره وانت نيساني دوچرخه ها را بار ماشين مي کنيم و ساعت 8:40 دقيقه در زنجان هستيم.
دوستان شرکت کننده آقايان:منصور افشاريان.جمشيد ملکي.حميدرضا ابتکار.مهدي منيري.محمد ميري.رضا گرامي
www.newtarom.blogfa.com
گزارش برنامه رکاب(زنجان_طارم)

هر بار که از اجرای برنامه ای مست هستمو سرخوش دلم میخواد بدونم حافظ بهم چی میگه و این بار:
گر من از سرزنش مدعیان اندیشم شیوه ی مستی و رندی نرود از پیشم
من اگر باده خورم ورنه چه کارم با کس؟ حافظ راز خود و عارف وقت خویشم
من
هیچوقت گزارش نویس خوبی نمیشم،چون وقتی دارم رکاب میزنم یا وقتی نزدیک قله
بی اختیار بغض گلومو میگیره دوست ندارم خودمو درحصار زمان و مکان
ببینم.دلم میخواد لحظاتی که غرق لذت هستم رها باشم از هرچیزی که بخواد یه
جورایی ذهنو، دلمو به بند بکشه.اخه مگه میشه لذت خنده های بچه هارو
،صداقتشونو،نجابتشونو،ذلال بودنشونو به گزارش بکشم؟
ابولفضل از بچه
های رکاب زنه شهرمونه که مقام کشوری برامون آورده ولی میدونید با چه
دوچرخه ای؟هنوز زخمهای تمرینات گذشته رو روی بدنش داره،بهش میگم به روی
زخمت پماد بزن نسوزه ولی اون عقیده داره چون پسره باید بسوزه باید درد بکشه
تا مرد بشه ،اما دلش چی؟به نظرتون اون دل مهربونش هم باید در آرزوی داشتن
یه دوچرخه با ترمز دیسک دار بسوزه و درد بکشه؟
"اگه یه دوچرخه ی بهتر داشتم حتما مقام بالاتری می آوردم"
وای بوی گل یاس توی بالکن بهم انرژی میده که تایپ کنم.
وحید
به شوخی بهش میگه موقع رکاب زدن گرسنه ات میشه زینتو میخوری که اینطور
داغونه؟ میخندیم، من ،وحید،ابوالفضل....می خندم ولی ته دلم سوز میزنه...
آخ
خدای من این بوی خوش گل یاس داره تو گوشم دادمیزنه زندگی با همه این درداش
قشنگه،زندگی با همه تبعیضاش،با همه ناسازگاریاش،با همه آرزو به دل
گذاشتناش باز قشنگه.
و من دوچرخه ای دارم که سبکه،من دوچرخه ای دارم که ترمزش دیسک داره،من دوچرخه ای دارم که ....
خدایا داشتن این چیزاییرو که خودت میدونی پشزی برام ارزش مادی ندارو مایه ی عذابم نکن.
وحید
برامون تار میزنه،تار ترکی،چقدر قشنگه که به زبان مادری خودش افتخار میکنه
و حتی سازشو هم از نوع مادری انتخاب کرده.به نظرتون چقدر آدم باید درد
کشیده باشه که بتونه تو این سن وسال اینقدر محزون مضراب بزنه؟
همیشه یادمه استاد تارم بهم میگفت تا با پوستو استخونت دردو لمس نکنی نمیتونی ساز بزنی ،و من هرگز لمس نکردم و وحید لمس کرد.
حافظ آنکه عشق نورزیدو وصل خواست احرام طواف کعبه ی دل بی وضو ببست

5شنبه 6.30 از شهر خارج شده و به عشق دیدن
هندوستان ایران(طارم) پای در رکاب میذاریم.سه ماهی میشد به عشق رکاب تو این
جاده تمرین میکردم و حالا دلم میخواست یک نفس فقط بتازم.
راستش شنیده
بودم تعرف اومد نیومد داره ولی فکرشو نمیکردم که مهمان عزیمون آقای عابدینی
بخواد با لباس و کفش رسمی که داشتن تعارف بنده رو قبول کنن و بخوان رکاب
بزنن. در تما اون نیم ساعتی که این عزیز رکاب میزدند و بنده در ماشین نظاره
گرشون بودم به خودخواهی خودم فکر میکردم و اینکه چرا نمیتونم از رکاب زدن
بگذرم؟و باز درگیری و اغتشاش همیشگی در وجودم.
5 کیلومتر آخر به خاطر
شدت گرما پیشنهاد شد دوچرخه هارو بار ماشین کرده و وارد شهر بشیم ولی من
خواستم این 5 کیلومتر شیب رو هم رکاب بزنیم(نمیدونم شاید اینطوری داشتم
خودمو به خاطر خودخواهیم تنبه میکردم ولی این تنبیه دامن گیر بقیه هم شد)
عصر حدود 2.30 به آب بر می رسیم و استقبال گرم دوست عزیزمون آقا جعفرو داریم که برامون ناهار هم آماده کردند.
شب با صدای تار و تنبک بچه ها به استقبال یه شام خوشمزه(ماهی کباب شده) در کنار رودخونه می ریم.
قبل
از رفتن خیلی اصرار داشتم که مسیر برگشتو هم رکاب بزنیم،ولی زمین خوردن
مهندس موقع رفت و صدمه دیدن دستش و اینکه نمیتونست رکاب بزنه منو تخلیه
انرژی کرده بود و راستش دیگه زیاد برام مهم نبود چه جوری برگردیم.شب بدون
برنامه ریزی همه به خواب رفتیم و تا 9.30 صبح خواب شیرینیو بعد از یک خستگی
مفرط تجربه کردیم.بعدش هم تدراک ناهار و از همه مهمتر بحث و گفتگو با بچه
ها در زمینه مشکلات کاری یا تحصیلیشون و شنیدن حرفاشون که خیلی برام جالبتر
از رکاب زدن بود.
شهاب با اون سن کمش نظریات قشنگی در مورد اوضاع و احوال جامعه داره و یه وقتایی هم حس میکنم دلش میخواد با یکی همش بحث کنه.
علی
آرام،ولی پر از حرف،جعفر نمونه ی بارز یه جوان موفق و کاری(تمام ژستهای
قشنگ تو عکس ایده این دوستمونه)،سینا مودب و پر انرژی(دوستدار رنگ نارنجی
طلوع و غروب خورشید)،محسن نمونه ی کامل یک انسان مسوول و من که بیشتر گوش
میکردم و به خاطر می سپردم.
ساعت 3 وسایل و دوچرخه هارو بار ماشین کرده و
راهیه شهر میشویم.تو 35 کیلومتریه زنجان بساط ناهارو پهن میکنیم (جاتون
خالی مرغ سوخاری داریم) و بعد صدای قشنگ تار وشلوغ بازیه بچه ها
و............و بعد باز شهرو شلوغیو تبلیغات منتخبین ریاست جمهوریو باز
سیاستو سیاستو سیاست.......و باز افکار من در پی یافتن چراها و چراها.





منبع:دل مشغولیهای من
گزارش برنامه ی مسیر زنجان-تهم-آق گئدیک-سرخه دیزج-طارم
هوا کم کم روشن می شود به سد گاوازنگ رسیده ایم دیگرکوهنوردان پای ثابت اینجا، در کنار سد اماده رفتن به بالا هستند .با سلام وخسته نباشید ٬از کنارشان می گذریم .سربالایی بعد سد گاوازنگ بسوی امند را پی می گیریم.کم کم حرارت بدن در اثر فعالیت بالامی رود ،بادگیررا ازتن در می آوریم ،غیر از ما کسی در این مسیر نیست.در سکوت کامل رکاب می زنیم وصدای شجریان درگوش ودر دلم آشوبی بپا کرده است --- دلم دردی که دارد با که گوید --- گنه خود کرده تاوان از که جوید -- به سه راهی امند می رسیم.
به راست وبسوی چشمه پشت "آیی قلعه سی" می پیچیم .خنکی هوا کمی سوز دارد. بر رکاب بیشتر فشار می آوریم، تا گرم شویم.ساعت 6:30 به آخرپیست دوچرخه سواری می رسیم .کیلو مترشمار عدد 13 را نشان می دهد. میدان را دور می زنیم ودرشمال غربی آن ازراه مالرو یی بسوی گردنه ی وای وای رهسپارمی شویم. هوا بسیار عالی است .چوپان آرام آرام گوسفندان رابسوی دامنه ها می راند.یک سرازیری رد می کنیم ازجویبار که سرمنشا رودخانه ی امند است عبورمی کنیم .ازاینجا تا گردنه ی وای وای سربالائی تندی در پیش داریمواین سربالایی فشار زیادی را طلب می کند؛ ساعت 6:40در گردنه هستیم وچشم انداز زیباییست .
ازدورمنطقه ی زیبای روستای "تهم" پیداست .خاطرات برنامه های سالهای گذشته مثل فیلم از خاطرم می گذرد. خاطرات زمستانها، پاییز وبهاران وشجریان دم می دهد .بمیرم تا تو چشم تر نبینی-- شرار اه پر آذر نبینی--- چنان از آتش عشقت بسوزم-- که از ما رنگ خاکستر نبینی ---مه سحرگاه، زیبایی منطقه واقعا دل کندنی نیست ولیکن باید راهی شویم وزمان را از دست ندهیم. براه می افتیم .مسیر سرازیری توام با ناهمواریست دو چرخه باید یا در کول حمل شود یادردست .من به شانه می گیرم، کلاه برسرمی گذاریم واز بالای گردنه سرازیر می شویم.
صدای کبک ها مسیر را با صفا تر کرده است .بعد ازیک ربع راه هموار تر می شود .سوارمی شویم با احتیاط رکاب می گردانیم، رنگ زرد کهربایی منطقه بسیار زیباست.ازباغ با صفا ی عباد بامیوه های سیب خوشمزه اش رد می شویم .کمی جلوتر از جویباری نیز می گذریم .دیگر به روستای تهم نزدیک می شویم.مردم روستا کم کم ازخانه ها بیرون می زنند .ساعت 7:20به" تهم" وارد می شویم. راه طی شده 17 کیلو متر است.
ازکوچه های سنگ فرش باشیب تند روستا با حداکثر فشار، رکاب زنان می گذریم . از روستا بیرون آمده ایم وبه جاده ی تازه آسفالت شده ی"آق گئد یک" وارد می شویم .ازدورکوه های مشرف به گردنه پیداست؛ سربالایی نسبتا تندی تا گردنه در پیش است قدم به قدم اینجا برایمان خاطره انگیز است.اطراف جاده بسیار زیباست .
از دور راه "علی آباد" در سمت راست ما پیداست .سربالایی تندتر می شود وفشار بیشتری می طلبد.جلوتر آسفالت تمام می شود وجاده ی قبلی در دست ساختمان است در کنار راه وتقریبا درنزدیکی گردنه ی "آق گئدیک" چشمه ای است که آب خنک آن ازلوله پلاستیکی بیرون می ریزد .ازآن می خوریم وبرای بقیه ی مسیرهم برمی داریم .لازم به ذکراست که دردوچرخه سواری آب زیادی از بدن خارج می شود. اگردرصدد جبران وجایگزینی آن نشویم، از نظر نیرو وانرﮋی با افت شدید روبرو خواهیم شد؛ درضمن، این عمل باید درفاصله های زمانی کوتاه انجام شود و حتما مایعات مورد استفاده ی ما دارای املاح ومواد قندی باشد .
به "آق گئد یک" می رسیم ساعت8:20 وکیلومتر، 27 را نشان می دهد.هوای عالی، دم گرم شجریان تصنیف بارون با آوای محلی خراسانی و شعرقشنگ–ببار ای ابر بهار--- با دلم به هوای زلف یار ---دادو بیداد از این روز گار--- ماه ودادند به شبهای تار ---ببار ای ابر بهار --- باد لم گریه کن خون ببار--- بر شبای تیره چون زلف یار ----بر لیلی چو مجنون ببار ای بارون ---دلا خون شو خون ببار--- بر کوه و دشت وهامون ببار--- به سرخی لبای سرخ یار--- بیاد عاشقای این دیار--- به کام عاشقای بی مزار ای بارون ---سر کیفمان آورده است . اینجا مانند ترمینالی است که چند راه ازآن منشعب شده٬ سمت چپ ما راهی به ییلاق "سندستان"، جلو تردرهمین سمت، راهی است که به "طارم" و"ماسوله" خواهد رفت وهنوز تمام نشده٬ سمت راست به روستای "زرنی" خواهد رفت وما همین مسیر را انتخاب خواهیم کرد.
در اول مسیرسربالایی تندی است؛ پشت سرمی گذاریم. تقریبا به ارتفاعات جنوبی طارم می رسیم واین بالاها، زیبایی منطقه دو چندان است. بهار اینجا واقعا زیبا ودیدنیست.جلو ترمی رویم سربالایی بی امان وتوام با سرازیریست٬ یک بده بستان واقعی وبهترین جا برای تمرینات اینتروال .محو زیبایی مسیرهستیم .دره های مه گرفته مانند دریایی پرتلاطم است.به اولین دو راهی می رسیم دست راست به سوی "علی آباد" ومستقیم مسیرماست.به علت هوای مه آلود وخنک با آمادگی کامل رکاب می زنیم غیرازما دو نفر، جنبنده ای نیست .سکوت کامل حکمفرماست. من مشغول تماشا وگوش دادن به موسیقی هستم -ای عاشقان ای عاشقان پیمانه ها پرخون کنید ---.وزخون دل چون لاله ها رخساره ها گلگون کنید ----آمد یکی آتش سوار بیرون جهید از این حصار ---تا بر دمد خورشید نو شب را زخود بیرون کنید --- دیوانه چون طغیان کند زنجیر و زندان بشکند ---از زلف لیلی حلقه ای بر گردن مجنون کنید ---هردو نفر در اوج لذت دیدن از زیباییها ی منطقه حالی خوش داریم وشاکر این همه نعمت هستیم .
در کیلو متر36 به جای خالی اوبه ها وکلبه های قازما باتمازمی رسیم. درست سمت چپ ماست،با چشمه ای زلال وخنک در کنارش پای در رکاب می فشاریم وجلو تر می رویم. مسیر پر فشار وزیبایی منطقه، دست دردست هم داده حالی زیبا وخوشایند وغیرقابل وصف بما داده است؛ جلوتردرکنارمسیردرخت مقدسی است که سالیان درازی ازعمرش می گذردواین دوستی ایرانیان با درخت وطبیعت را می رساند . کمی دور تر از اینجا بشکه ای فلزی وپرازآب درکنار مسیر قرار دارد که احسان روستاییان است. دست چپ ما راهی مشاهده می شود که به "کلکش" می رود؛ ما راه مستقیم را ادامه خواهیم داد.جلوتر می رویم کیلو متر، 47 را نشان می دهد. در مسیرمان به باغی می رسیم که درختان گردو در کنار هم به صف کشیده شده اند .اینجا از آن روستای "زرنی" است . ساعت 10:50است .
جلوتر، درختان وحشی زالزالک در دو طرف جاده ما را به ضیافت می خوانند . به زیر درختی برای خوردن گردو می رویم زیبایی رنگ میوه های درخت،یک ترکیب بندی جالبی را پدید آورده وماراوادارمی کند که چند عکس ازآنها بگیریم . عکس و خوردن میوه چند دقیقه از وقت ما می گیرد . جلوتر می رویم ؛دست چپ راهی است که به "شیرمشه" می رود واین مسیر نیز بسیار جالب وزیباست که ما می توانیم ازاینجا مسیررا ادامه دهیم وبه "شیرمشه" و "گمان" و زنجان برگردیم. این مسیرازکنارآب رودخانه ادامه می یابد که زحمت وسختی حمل دوچرخه ازمیان وکنار آب را دارد .
ولی ما طبق برنامه خودمان سمت راست را ادامه می دهیم . جلوتر ودست راست ما روستای "زرنی" با تمام زیبایی رخ می نمایاند .تا اینجا بیشتر مسیر سر بالایی بود.ازاینجا سرازیری تند ومعروف "زرنی" شروع می شود.به علت وجود شیب های تند ولغزنده وخاکی وماسه ای بودن آنها،بارها دراینجا زمین خورده ایم وبا دست وپای مجروح وشکسته به خانه برگشته ایم.جلو ترمی رویم ،درکنارجاده ودرمیان بوته های تمشک برای ناهاراتراق می کنیم . ساعت 11:15و49 کیلومتر طی شده است . بعد از صرف ناهار بازمسیررا ادامه می دهیم ودر کیلو متر55 به جاده ی آسفالته می رسیم . ساعت 11:45است.
به راست می پیچیم سربالایی است، در کیلو متر 58 به روستای "گیا" می رسیم. ساعت 12 وهوا بسیار عالی است واین بزرگترین ارفاق این برنامه است .سرحال وقبراق رکاب می زنیم .جلو ترباغهای روستا های طارم با میوه های انجیر، انار٬ انگور و گردو نظرها را جلب می کند . به کنار درخت انجیری می رویم ودرهمین درخت، شاخه های انگور ازنوع سیاهش نیزپیچیده وبالا رفته است.در طارم اکثر درختان انگور به درختان دیگر تکیه داده اند وازآنها بالا رفته اند.میوه های درختان ما را بسوی خود می کشاند. انجیرسفید فرد اعلا٬ انگور سیاه، لمیده بر درختان انار، ترکیده از شد ت شیرینی. دل سیری از اینها می خوریم .
جلوتردرخت خرمالو با میوه ی هنوز نرسیده زیبایی خاصی داردو جلب نظرمی کند عکسی می گیریم . باید جنبید وپای دررکاب کرد واز باغهای میوه دل کند سخت است ولیکن باید حرکت کرد.سربالایی بی امان، همه ی خورده هایمان را هضم خواهد کرد . می رانیم و فشار زیادی در پیش است.ازدیگرروستاها می گذریم وآنها را پشت سر می گذاریم؛ سربالای "سرخه دیزج" شروع می شودو فشار مضاعفی را می طلبد .در رکاب پای می فشاریم. ساعت 14:10 است وکیلو متر،80را نشان می دهد .ما درسه راه سرخه دیزج هستیم .واینجا برنامه تمام است . برنامه ای زیبا ودل چسب . با یک ماشین سواری مسافرکش وقرار دادن دوچرخه ها در صندوق عقب آن ،راهی شهر زیبایمان زنجان می شویم با امید به برنامه ای دیگر.
نفرات شرکت کننده در برنامه:
آقایان: 1- منصور افشاریان (سرپرست برنامه) 2- حمید پناهی
www.newtarom.blogfa.com
طارم بايد در اولويت هاي طرح جامع گردشگري استان زنجان قرار گيرد
گردشگري روستايي براي توصيف انواع گردشگري در نواحي روستايي استفاده مي شود و ميهمان سرا، رستوران و مكانهاي توقف و استراحت روستا را شامل مي شود.
توريسم كشاورزي نوعي گردشگري است كه گردشگر با خانواده هاي كشاورز زندگي كرده و در مورد فعاليتهاي كشاورزي چيزهايي مي آموزد يا در يك كشتزار حاره اي زندگي كرده و در مورد حيات وحش و فعاليت در آن منطقه مطالبي را مي آموزد.نخستين كساني كه از توريسم روستايي سود مي برند، بايد كشاورزان باشند. توريسم، سرمايه شهري را به سادگي انتقال مي دهد و موجب درآمدزايي روستاييان مي شود.از نمونه هاي توريسم كشاورزي مي توان به طرح آبي براي توسعه شبه جزيره آكاماسي در قبرس و همچنين طرح پارك گردشگري در كشور مالزي اشاره كرد كه از نمونه هاي موفق يك پارك كشاورزي است.
شهرستان طارم نيز به لحاظ برخورداري از مواهب طبيعي و توانمنديهاي لازم براي ايجاد سياست هاي توريسم كشاورزي، از موقعيت خوبي در اين زمينه برخوردار است.
وجود مزارع زيبا و باغهاي ميوه در بيشتر مناطق روستايي شهرستان طارم و همچنين چشم اندازهاي زيبا از محصولات باغي از جمله گيلاس و انار در روستاي شيب و محصولات كشاورزي مختلف همچون فندق در روستاهاي قاضي بلاغي، چرزه، لهنه، وزرده، هزار رود، ده بهار، برنج در بيشتر نقاط روستايي حاشيه رودخانه قزل اوزن، زيتون در شهر آببر و روستاهاي گيلانگيشه، گيلوان، هندي كندي و بادام زميني در بيشتر روستاهاي بخش چورزق، محصول انجير در روستاي كلوچ و زردآلو در روستاي كلئيم، انار در روستاي جيا و بسياري از محصولات كشاورزي ديگر در طارم مي تواند چرخه اقتصاد منطقه را در اين زمينه به حركت در آورد.
در ايران هم مي توان با يك طرح جامع توريسم كشاورزي به شناسايي دقيق استعدادهاي گردشگري كشاورزي در مناطق مختلف كشور پرداخت.
اما اين آغاز كار است، چرا كه پس از تهيه شناسنامه توريستي براي هر استان، بايد براي تك تك محصولات با توجه به موقعيت جغرافيايي خاص آن نقشه تهيه كرده و آن را بصورت يك طرح جامع درآورد.
به عبارت ديگر كشت محصولات نيشكر در استان خوزستان مي تواند به صورت يك طرح جامع گردشگري براي ديدن نيشكر و مسايل كشاورزي مورد توجه قرار گيرد، در شهرستان طارم نيز بهترين محصولات كشاورزي را مي توان بصورت يك طرح جامع در نظر گرفت، طرح جامع زيتون مي تواند يكي از طرحهاي سازنده براي رونق اقتصادي كشاورزي منطقه باشد.
طرح جامع توريسم زيتون عنواني است كه مي تواند به صورت جزيي اما دقيق و منطقي در مناطقي كه اين محصول كشت مي شود مورد بررسي قرار گرفته و براي آن شناسنامه توريستي تهيه شود، بطوري كه در اين زمينه تك تك محصولات روستاهايي كه به كشت زيتون اشتغال دارند، بايد با توجه به حجم جمعيتي آنان و نيز مسائل آموزشي كشت و عمل آوري آن، از طريق علمي به صورت ارائه بروشور براي گردشگران ارائه شود.
نياز به انجام طرح جامع گردشگري كشاورزي در شهرستان طارم بسيار احساس مي شود و همه چيز براي حركت در اين زمينه آماده است، اما اين حركت به يك عزم همه جانبه در سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري، جهاد كشاورزي استانداري و ديگر سازمانهاي مربوط نياز دارد، به هرحال توريسم كشاورزي در طارم يكي از طرحهايي است كه بايد در اولويت طرح جامع گردشگري استان زنجان قرار گيرد و حتي از نظر اهميتي كه نقش و انگيزه گردشگران در انتخاب مقصد دارد، بايد بصورت طرح جامع گردشگري كشاورزان اجرا شود.
پيشنهادهايي كه مي توان به جنبه تبليغاتي آن اضافه كرد به اين شرح است:
- براي هر يك از محصولات كشاورزي يك شناسنامه و كد در نظر گرفته شود تا بتوان آن محصول را از لحاظ موقعيت جغرافيايي و خصوصيات ژنتيكي بطور دقيق شناسايي كرد.
- براي تك تك اين محصولات كاتولوگ و بروشور تهيه بشود، كاتالوگ توريسم محصولات گيلاس و انار در روستاي شيت و يا كاتالوگ زيتون در شهر آببر.- نقشه كلي تمامي محصولات به صورت شيت بندي هاي مختلف تهيه شود، تمامي طرحها از قبيل طرح جامع توريسم انجير، طرح جامع توريسم گل، طرح جامع توريسم موز گلخانه اي، طرح جامع برنج، طرح جامع توريسم فندق و غيره در يك مجموعه به صورت كلان نگهدراي مي شود و در طرحهاي توسعه گردشگري طارم مورد استفاده قرار گيرد.
در واقع باانجام اين طرحها از لحاظ كشاورزي نيز به گردشگران مي توان گفت كه شهرستان طارم داراي چه محصولاتي است و هر محصول در كدام منطقه يافت مي شود و از همه مهمتر اين كه پس از تهيه انواع طرحهاي جامعه در زمينه توريسم كشاورزي، بتوانيم يك نقشه كامل با ذكر محصولات كشاورزي با عنوان توريسم طارم را به گردشگران ارائه دهيم.گفتني است؛ شهرستان طارم قطب كشاورزي ايران معروف به هندوستان ايران در شمال استان زنجان قرار دارد.
90 درصد مردم آن به كشاورزي مشغول هستند و بيشتر محصولات اين شهرستان به استانهاي همجوار به خصوص تهران، گيلان، قزوين، زنجان، و ساير استانها صادر مي شود. و از لحاظ توليد محصول زيتون در سطح باغها در كشور رتبه نخست را داراست و محصول سير طارم نيز به كشورهاي حوزه خليج فارس صادر مي شود.
www.newtarom.blogfa.com
گزارش برنامه ی زنجان- گمان- شیرمشه- ایچ
"گمان"و "شيرمشه" واقع در شمال زنجان، منطقه ای سرسبز و زيبا، محصور در ميان کوههاست.ساعت 5:30 در بلوار آزادی در يک تيم 5 نفره مصمم به اجرای اين برنامه به سوی منطقه ی "گاوازنگ"، اين ميعادگاه عاشقان کوه وکوهنوردی زنجان حرکت می کنيم. خيل کوهروها وکوهنوردان در دسته های کوچک وبزرگ و انفرادی به سوی "گاوازنگ" روان است؛ انسان با ديدن اين همه عاشق دوستدار کوه احساس آرامش و شعف می کند چرا که حرکت به سوی "گاوازنگ" يعنی حرکت به سوی سلامتی و شادابی وتندرستی.
از کنار سد "گاوازنگ" به سوی سه را ه "امند" و از آنجا به طرف گردنه ی "وای وای" رکاب می گردانيم. منطقه ی زيبای "امند" در ميان کوهها صبحی ديگر را با صدای پرندگان ونسيم صبحگاهی شروع می کند؛ اين منطقه ی زيبا اکنون مدتی است به علت ساخت وسازهای بی رويه واز بين بردن مناظر بکر آن موجب تکدر خاطر دوستداران طبيعت و کوهنوردان شده است اکنون در جايی که گلهای زيبا و با طراوت می رويند ماشينهای جورواجور پارک شده است ميان غوغای طرقه ها و بدبد است بلدرچين به سوی گردنه ی "وای وای" رکاب می زنيم .درآخر پيست دوچرخه سواری و ازسمت چپ آن به سوی "وای وای" روان می شويم بعداز چند دقيقه اکنون در گردنه ی "وای وای" مشرف به روستای "تهم" و گردنه ی "آق گئديک" هستيم. ساعت 7:22 نسيم خنک صبحگاهی بر گونه هايمان می زند وخوش آمد می گويد اين جا دنيا را دگرگونه می بينيم منطقه مابين زنجان و "تهم" است زين دوچرخه ها را پايين می آوريم؛ کلاه ايمنی بر سر، آرام وبا احتياط از شيب نسبتا تند به پايين دره سرازير می شويم بعضی از بچه ها سوار و بعضی دوچرخه بر دست، من برعکس دوچرخه برکول. اکنون مرکب سوار من است؛ پايين تر می رويم منطقه با صفاتر می شود.
صدای آب اين مايع حيات روح آدمی را جلا می دهد؛ جلوتر باغهای جنوب "تهم" از ما دلبری می کند. چشم انداز روستای "تهم" و باغهای آن در ميان گندم زارهای طلايی چون نگينی زيبا می درخشد از دوچرخه پايين می آييم، تعدادی عکس می گيرم مناظری واقعا زيبا و به ياد ماندنی در اينجاست جلوتر می رويم نرسيده به روستا زير درختی پر است از زردآلوی خوشمزه، باغبانش نيزآنجاست اززرد آلوها می خوريم جای شما خالی بسيار خوش طعم است. حرکت می کنيم ساعت8:30 به روستای "تهم" می رسيم. کيلومترشمار 20 را نشان می دهد از روستا می گذريم واز جاده ی آسفالته به سوی شمال رکاب می گردانيم؛ يکی از بچه ها جلو و بقيه با سرعت 15- 18 پشت سرش حرکت می کنيم و از خلا پشت همديگر برای سهولت در حرکت استفاده می کنيم.
اطراف جاده بسيار خوش منظره است می ايستيم و عکسی می گيريم و حرکت .جلوتر کمی مانده به گردنه ی "آق گئديک" در زير پلی می ايستيم تا بچه ها صبحانه بخورند من نيز از فرصت استفاده می کنم ازپروانه های اطراف مشغول عکاسی می شوم؛ اين حشره ی زيبا کمتر در يک جا بند می شود مجبورم خودم را با حرکات او وفق بدهم و عکسی بگيرم. بعداز نيم ساعت بر می خيزيم وشيب نسبتا تند گردنه را در پيش می گيريم. بچه ها سرحال و قبراق رکاب می زنند، ماشين های راه سازی مشغول کار در جاده هستند و گاهی با بوق زدن حالی از ما می پرسند و می گذرند. ساعت 10 در گردنه هستيم و کيلومترشمار 29 را نشان می دهد؛
اکنون در مقابل ما سه راه متفاوت قرار دارد يکی در سمت چپ و اول گردنه که به سوی "سندستان" منطقه ی ييلاقی روستاهای "طارم" خواهد رفت، سمت راست راه شوسه ی حسن خاکی است که به سوی روستای "زرنی" و"طارم" می رود، کمی جلوتر وسمت چپ جاده ای است که به "ماسوله" خواهد رفت وآماده شدن آن را به قول معروف کسانی که عمر طولانی و دوباره داشته باشند خواهند ديد. باری همين راه را انتخاب و حرکت می کنيم هوا بسيارگرم است ولی قابل تحمل ولذت بخش؛ چگونه می توان درگردنه "آق گئديک" بود و از هوا گله کرد. جلوتر می رويم مناظر بکر اطراف، گلهای رنگارنگ در کنار مسيرمان، واقعا زيبا و دلرباست. جاده، پرسنگلاخ و پستی وبلندی بسيار دارد، شيب های تند و سربالايی های آن همه فشاری است برای ما. راهی که در آن هستيم مسلط به دره های پايين دست است؛ دره های هولناک و عميق.

بچه ها سرحال و قبراق رکاب می زنند گاهی قدرت مقاومت در برابر زيبايی ها را در خود احساس نمی کنيم و درنگ می کنيم وچشم اندازهای زيبا را می بينيم اين زمان کم برای ديدن اين همه زيبايی بسيارکم است, چندقطعه عکس می گيرم .گلهای بنفش درميان سنگهاوکلوخ ها واقعا زيبا هستند و مثل رنگ متاليک ازدور خود می نمايانند؛ باز می ايستم و عکسی ديگر می گيرم.
واقعا طارم بهترين سوزه ها ومنابع را برای اهل هنر دارد، برای عکاسی، نقاشی و ... . اکنون زير تيغ آفتاب هر از گاهی نسيمي بر صورتمان می زند وبچه ها لحظه ای ازتماشا غافل نبوده رکاب می زنند ساعت 12:20 است کيلومترشمار 40 را نشان می دهد. از جاده ، روستای" گمان "پيداست با احتياط به سوی خانه ها سرازير می شويم ديگر وارد بهشت شده ايم همه جا سرسبز وزيبا ست.
اين همه زيبايی و طراوت در اين موقع سال واقعا غير قابل تصور است ؛ اين شکوه طبيعت و چشم انداز های بديع ، خستگی اين راه سخت را ازبدن بچه ها دور می کند و راه پر از فشار را پشت سر می گذارند . به دوستان اشاره می کنم که وظيفه تک تک ما مراقبت و پاسداری از اين ثروت و گنجينه های خدادادی است و اين ميسر نيست مگر با فرهنگ سازی در ميان مردم و کسانی که به اين قبيل مکانها می آيند. جلوتر می رويم از ميان بوته ها و درختها ، آب رودخانه وسنگها بايد دوچرخه بر کول حرکت کنيم ؛ قدری جلوتر برای اين که بچه ها ازپريدن های متوالی از رودخانه راحت شوند ازدره به بالا می کشيم و از راه مالرو دامنه ها حرکت می کنيم، گاهی نيز می توان در اين جا سوار شد به قول بچه ها به علت کول گرفتن های زياد ديگر دوچرخه سواری از يادمان رفته است کمی مانده به "شيرمشه" به يک درخت توت سياه پيوندی فرد اعلا می رسيم و اينجا ضيافت شروع می شود اين درخت توت کهنسال با ميوه ی شيرين از ما پذيرايی می کند .
بعد از خوردن توت های ريخته بر زمين بازحرکت ازنو، اکنون به "شيرمشه" رسيده ايم راه زيباتر می شود. ساعت 15:30 و کيلومتر به علت کول کردن دوچرخه ها ثابت است. از کنار روستا رد شده باز داخل دره ی زيبا و کنار آب هستيم جايی دنج برای ناهار و برای نشستن پيدا می کنيم و بچه ها به علت مصرف انرزی زياد با حرص و ولع مشغول خوردن ناهار خوشمزه ی خانگی می شوند دست مادران ،اين کدبانوهای ايرانی درد نکند. بعداز صرف ناهار برمی خيزيم و حرکت می کنيم . ساعت 16:40 گاهی سوار و گاهی دوچرخه بر ما سوار که بيشتر ، دوچرخه ها بر ما سوار شده اند ديگر منطقه ی "طارم" از ميان کوهها و دره ی پيش رو پيداست ؛ از دامنه های صخره ای و زيبا جلو می رانيم بايد بيشتر احتياط کرد زير پای ما دره ی عميق و زيباست اگر در حرکت کمی بی احتياطی کنيم به پايين دره خواهيم غلطيد و معلوم نيست به آن پايين با چه وضعيتی برسيم.

اکنون روستای "ايچ" از دور پيداست . جلوتر می رويم و
سوار بر مرکب هستيم بايد به راست بکشيم و به جاده ی شوسه ای که به "ايچ"
خواهد رفت برسيم، اين کار را می کنيم. اکنون در جاده ی شوسه ی منتهی به
روستای "ايچ" هستيم؛ برمی گردم و به پشت می نگرم چشم اندازی زیبا در پشت سر
ماست چند عکس می گيرم و به علت
دير بودن وقت و اينکه به تاريکی نيفتيم
سوار بر دوچرخه به پيش می رانيم منطقه ی روستای "ايچ" زيبا و رويايی است.
اکنون ساعت 7:20 به روستای "ايچ" رسيده ايم کيلومترشمار 56 رانشان می دهد،
از روستا عبور می کنيم و می خواهيم تا حد امکان تا روستای "سرخه ديزج"
برانيم هوا عالی وخنک و مناظر منطقه زيباست با اينکه از صبح رکاب زده ايم
ولی مسير زيبا و هوای عالی ما را به جلو می کشد. از سربالايی های تند عبور
می کنيم ديگر هوا دارد تاريک می شود . ساعت 20 است که به روستای "دستجرده"
رسيده ايم در همين جا به علت تاريکی هوا می مانيم و سراغ ماشين برای برگشت
به زنجان می رويم .
دوستان شرکت کننده در برنامه:
آقایان: حمید پناهی (سرپرست برنامه) - بهزاد نجفی - مهدی منیری -محمد میری - حمید حقگو
www.newtarom.blogfa.com
مسیر جنگلی آب بر-قلعه رودخان
مسير جنگلي «آببر» با توجه به قرار گرفتن در دو منطقه آب و هوايي گرم (طارم) و منطقه جنگلي گيلان داراي دره و يالهاي متعدد زيبا و بكري است كه خوشبختانه هنوز بكر و زيبا باقي مانده است و شبيه هندوستان است.
فرض کنید در تهران هستید،4 راه برای آمدن به آب بر مرکز شهرستان طارم دارید:
الف: با رسيدن به منجيل (رودبار) از طريق ايستگاه طارم با پرداخت مبلغي به «آببر» مركز طارم رسيد.(2500 تومان)
ب:از زنجان و از طريق جاده زيباي طارم كه بيشباهت به جاده چالوس نيست با رسيدن به سه راه سرخديزج با طي 25 كيلومتر به آببر رفت. مبلغ كرايه از زنجان به «آببر» 3 هزار تومان است.
ج:ازاتوبوس های تهران-طارم استفاده کنید. کرایه هر نفر 3500 تومان.
د:سوار بر ماشین شخصی خود و یا دوستانتان به آب بر بیائید.
از آببر با طي يكونيم ساعت جاده خاكي كه چندان مناسب هم نيست و با پرداخت مبلغ 25 هزار تومان به نيسان كه حدود 12 نفر را حمل ميكند با عبور از سه راه «باكلور» و قدري بالاتر سهراه جمالآباد به انتهاي راه ميرسيد.
از اين نقطه راهپيمايي شروع ميشود البته اگر شانس با شما يار باشد و نيسان بالا بياييد. 30 دقيقه بعد به گردنه جمالآباد (ديزابداسر) خط الراس البرز غربي ميرسيد روي يال، كلبه و چشمه جوشان آب است.
مسير شما به سمت شرق قله «فشم» يا «لاس پشته» است كه حدوداً چهار ساعت زمان ميبرد. با عبور از گردنه «دزدبن» كه چند سنگ قبر دارد به گوسفند سراي تكاب ميرسيد. سمت چپ، لبه صخرهها، كلبهاي خود نمايي ميكند. مسير بين كلبه و قله، سمت شرق است، از ميان چمن فرش شده با گلهاي منحصر به فرد (در بهار غرق بنفشه است) يك ساعت بعد به «دايله سر» ميرسيد. در جنوب مسيري مالرو از سينهكش كوه بالا رفته كه به سمت روستاي «خرمنه سر و ده بهار» سرازير ميشود كه در پشت يال، ييلاق آنها قرار دارد. دشت زيبايي «دايله سر» محل زيبايي است براي تاخت و تاز اسبان وحشي كه تن به چمن سبز دادهاند.
به سمت شمال و شمال غربي راه را ادامه ميدهيد، سمت چپ قله «توكتو كلا» را پشت سر گذاشته به يال «زرده خاني» خواهيد رسيد(علامت يال زرده خاني دو كلبه روي يال است). مسير با قدري افت و خيز به آبشخور و يال «مته خاني» ميرسد كه محل مناسبي براي شبماني است.
از اين محل شما وارد جنگل بكر و زيبا خواهيد شد. جهت شمال را از ميان جنگل سبز پيش رو داريد با شيبي تند كه لازمه آن احتياط همه جانبه است (خصوصاً اگر مسير خيس باشد). از اين رو داشتن باتوم يا چوب دستي الزامي است.
با 4 ساعت راهپيمايي از ميان جنگل زيبا و منحصر به فرد عبور ميكنيد. دو بند سنگي كوتاه در مسير است كه نفرات ضعيف تيم را بايد پوشش داد؛ تا عاقبت چشمانتان بر جمال زيباي قلعه رودخان دنيايي شگفتي تاريخي و معماري در قلب گيلان خواهد رسيد كه مساحت آن بالغ بر پنج هكتار است و ديدن آن هر بينندهاي زا به حيرت وا ميدارد.
قلعه رودخان به نام قلعه حسامي نيز شناخته ميشود، زيرا در سال 918(ه.ق) به امر سلطان حسامالدين حاكم منطقه تجديد بنا شده است. اين بنا داراي 42 برج و بارو به طول 1550 متر بوده است. در ساخت اين بنا از شيوههاي مختلف مهندسي و معماري و ايجاد هندسي بهره گرفته است كه علاوه بر قدرت دفاعي قلعه، به آن ويژگي يك معماري خارقالعاده نيز بخشيده است. قلعه رودخان سومين بنا از عجايب هفتگانه است. اين قلعه در اصل دژ شهر «شفت» بوده است.
بعد از بازديد قلعه با پايين آمدن از پلههايي كه توسط شهرداري فومن تعبيه شده به اول جاده خاكي ميرسد و حدود دو كيلومتر بعد به روستاي «قلعه دهانه» ميرسيد. در اين محل اطاق و خودرو براي رسيدن به شهر «قلعه رودخان» و «فومن» مهيا است.
جنگل هازار Hazar forest
در مسیر رودخانه های جاری از رشته کوههای البرز به سمت ارتفاعات که پیش بروید در ارتفاعات بالا و البته پایین تر از مراتع ییلاقی شما می توانید شاهد جنگلهای منحصر بفردی در منطقه طارم باشید . این جنگلهای ضلع جنوبی البرز فقط مختص طارم می باشند . یکی از این جنگلها که در مسیر رودخانه چینی لر می باشد جنگل هازار نام دارد.
این جنگل الحق یکی از بکرترین و نادرترین دره های ایران می باشد . بدلیل مسیر صعب العبور آن هازار یک دره ساکت و مخوف است که سفر به درون آن حتی برای محلی ها هم بتنهایی امکان پذیر نیست و حداقل حضور دو نفر همراه منطقی می باشد . رودخانه هازار بسیار پرآب و از مرتع مشرف به آن سرچشمه می گیرد . آب آن بسیار سرد و گوارا است .
دره هازار دارای دو نوع جنگل متفاوت در دو ضلع شرقی و غربی می باشد که با وجود اینکه در مقابل هم هستند ولی کاملا متفاوتند .در سمت غربی بعلت رطوبت کمتر جنگل شامل درختهای موسوم به آردیژ می باشد که کوتاه و با شاخ و برگی فشرده می باشند . در سمت مقابل جنگلی از درختان بلوط و راش که درختانی تنومند هستند و بعلت رطوبت بیشتر ضلع شرقی بوجود آمده اند . نکته جالب توجه این است که درختان بلوط این جنگل مختص ضلع جنوبی البرزند و در جنگلهای انبوه شمال یافت نمی شوند . میوه و برگهای این درختان از لذیذترین غذاهای دام و گوسفند به حساب می آیند . به همین دلیل این جنگلها طعمه گله داران و چوپانان و چرای بی رویه می شوند . اما بدلیل صعب العبور بودن هازار این دره هنوز از خطر گله ها در امان مانده و بیشتر دره های مجاور مورد هجوم دامها می باشند. کف دره و اطراف رودخانه مملو از درختان آلوچه وحشی و زرشک است . همچنین پوشش گیاهی دره نیز بسیار منحصر بفرد می باشد . انواع تره ها و گیاهان کوهی محلی که بسیار ارزشمند و دارای خواص دارویی و غذایی عالی هستند در آنجا رشد می کنند .
گیاهانی چون پونه - شیرین تره - گزنه - خشخاش - اولیک - چرشت - اسفناخ - توکلجه و بسیاری دیگر که اینجانب نامهای آنها را نمی دانم . از جانوران موجود نیز خرگوش - کبک - عقاب - گراز - گرگ - شغال - خرس و آهو را می توان نام برد . جانداران کوچک و انواع پرندگان کوچک نیز در این زیست بوم زندگی می کنند . لایه های داخل دره دارای چشمه ها ی کوچک و زیباییهای خاص خود هستند . خلاصه اینکه اگر می خواهید سفری بیادماندنی در طبیعتی وحشی و بکر داشته باشید جنگل هازار منتظر شماست .
*** متاسفانه بعلت چرای بی رویه دام مراتع و جنگلهای ضلع جنوبی البرز بشدت در خطر نابودی اند و اگر فکری بحال آنها نشود دچار فاجعه ای جبران ناپذیر خواهند شد. همانطور که در بالا اشاره شده جنگل بلوط از ویژگی های مختص این نواحی و بسیار نادر است . اما بسیاری از دره های مستعد آن فقط شامل درختان قدیمی می باشند . زیرا گله های گوسفند حتی به میوه و دانه های این درختان نیز رحم نمی کنند و کوچکترین نهال این درختان که فرصت رشد پیدا کند بسرعت توسط گوسفندان نابود می شود . بهمین علت در آینده دیگر نمی توان امیدی به جایگزینی جنگلها و تداوم حیات آن داشته باشیم .
http://www.tarom1385.persianblog.ir/
راهکارهای توسعه توريسم كشاورزي درطارم
گردشگري روستايي براي توصيف انواع گردشگري در نواحي روستايي استفاده مي شود و ميهمان سرا، رستوران و مكانهاي توقف و استراحت روستا را شامل مي شود.
توريسم كشاورزي نوعي گردشگري است كه گردشگر با خانواده هاي كشاورز زندگي كرده و در مورد فعاليتهاي كشاورزي چيزهايي مي آموزد يا در يك كشتزار حاره اي زندگي كرده و در مورد حيات وحش و فعاليت در آن منطقه مطالبي را مي آموزد.نخستين كساني كه از توريسم روستايي سود مي برند، بايد كشاورزان باشند. توريسم، سرمايه شهري را به سادگي انتقال مي دهد و موجب درآمدزايي روستاييان مي شود.از نمونه هاي توريسم كشاورزي مي توان به طرح آبي براي توسعه شبه جزيره آكاماسي در قبرس و همچنين طرح پارك گردشگري در كشور مالزي اشاره كرد كه از نمونه هاي موفق يك پارك كشاورزي است.
شهرستان طارم نيز به لحاظ برخورداري از مواهب طبيعي و توانمنديهاي لازم براي ايجاد سياست هاي توريسم كشاورزي، از موقعيت خوبي در اين زمينه برخوردار است.
وجود مزارع زيبا و باغهاي ميوه در بيشتر مناطق روستايي شهرستان طارم و همچنين چشم اندازهاي زيبا از محصولات باغي از جمله گيلاس و انار در روستاي شيب و محصولات كشاورزي مختلف همچون فندق در روستاهاي قاضي بلاغي، چرزه، لهنه، وزرده، هزار رود، ده بهار، برنج در بيشتر نقاط روستايي حاشيه رودخانه قزل اوزن، زيتون در شهر آببر و روستاهاي گيلانگيشه، گيلوان، هندي كندي و بادام زميني در بيشتر روستاهاي بخش چورزق، محصول انجير در روستاي كلوچ و زردآلو در روستاي كلئيم، انار در روستاي جيا و بسياري از محصولات كشاورزي ديگر در طارم مي تواند چرخه اقتصاد منطقه را در اين زمينه به حركت در آورد.
در ايران هم مي توان با يك طرح جامع توريسم كشاورزي به شناسايي دقيق استعدادهاي گردشگري كشاورزي در مناطق مختلف كشور پرداخت.
اما اين آغاز كار است، چرا كه پس از تهيه شناسنامه توريستي براي هر استان، بايد براي تك تك محصولات با توجه به موقعيت جغرافيايي خاص آن نقشه تهيه كرده و آن را بصورت يك طرح جامع درآورد.
به عبارت ديگر كشت محصولات نيشكر در استان خوزستان مي تواند به صورت يك طرح جامع گردشگري براي ديدن نيشكر و مسايل كشاورزي مورد توجه قرار گيرد، در شهرستان طارم نيز بهترين محصولات كشاورزي را مي توان بصورت يك طرح جامع در نظر گرفت، طرح جامع زيتون مي تواند يكي از طرحهاي سازنده براي رونق اقتصادي كشاورزي منطقه باشد.
طرح جامع توريسم زيتون عنواني است كه مي تواند به صورت جزيي اما دقيق و منطقي در مناطقي كه اين محصول كشت مي شود مورد بررسي قرار گرفته و براي آن شناسنامه توريستي تهيه شود، بطوري كه در اين زمينه تك تك محصولات روستاهايي كه به كشت زيتون اشتغال دارند، بايد با توجه به حجم جمعيتي آنان و نيز مسائل آموزشي كشت و عمل آوري آن، از طريق علمي به صورت ارائه بروشور براي گردشگران ارائه شود.
نياز به انجام طرح جامع گردشگري كشاورزي در شهرستان طارم بسيار احساس مي شود و همه چيز براي حركت در اين زمينه آماده است، اما اين حركت به يك عزم همه جانبه در سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري، جهاد كشاورزي استانداري و ديگر سازمانهاي مربوط نياز دارد، به هرحال توريسم كشاورزي در طارم يكي از طرحهايي است كه بايد در اولويت طرح جامع گردشگري استان زنجان قرار گيرد و حتي از نظر اهميتي كه نقش و انگيزه گردشگران در انتخاب مقصد دارد، بايد بصورت طرح جامع گردشگري كشاورزان اجرا شود.
پيشنهادهايي كه مي توان به جنبه تبليغاتي آن اضافه كرد به اين شرح است:
- براي هر يك از محصولات كشاورزي يك شناسنامه و كد در نظر گرفته شود تا بتوان آن محصول را از لحاظ موقعيت جغرافيايي و خصوصيات ژنتيكي بطور دقيق شناسايي كرد.
- براي تك تك اين محصولات كاتولوگ و بروشور تهيه بشود، كاتالوگ توريسم محصولات گيلاس و انار در روستاي شيت و يا كاتالوگ زيتون در شهر آببر.- نقشه كلي تمامي محصولات به صورت شيت بندي هاي مختلف تهيه شود، تمامي طرحها از قبيل طرح جامع توريسم انجير، طرح جامع توريسم گل، طرح جامع توريسم موز گلخانه اي، طرح جامع برنج، طرح جامع توريسم فندق و غيره در يك مجموعه به صورت كلان نگهدراي مي شود و در طرحهاي توسعه گردشگري طارم مورد استفاده قرار گيرد.
در واقع باانجام اين طرحها از لحاظ كشاورزي نيز به گردشگران مي توان گفت كه شهرستان طارم داراي چه محصولاتي است و هر محصول در كدام منطقه يافت مي شود و از همه مهمتر اين كه پس از تهيه انواع طرحهاي جامعه در زمينه توريسم كشاورزي، بتوانيم يك نقشه كامل با ذكر محصولات كشاورزي با عنوان توريسم طارم را به گردشگران ارائه دهيم.گفتني است؛ شهرستان طارم قطب كشاورزي ايران معروف به هندوستان ايران در شمال استان زنجان قرار دارد.
90 درصد مردم آن به كشاورزي مشغول هستند و بيشتر محصولات اين شهرستان به استانهاي همجوار به خصوص تهران، گيلان، قزوين، زنجان، و ساير استانها صادر مي شود. و از لحاظ توليد محصول زيتون در سطح باغها در كشور رتبه نخست را داراست و محصول سير طارم نيز به كشورهاي حوزه خليج فارس صادر مي شود.
پوشش گياهي شهرستان طارم
پوشش گياهي :
از عمده گياهان جنگلي در طارم مي توان از گونه هاي ارس كوهي ، زرشك ، بلوط، سرو ، زالزالك ،كاج ، داغداغان ، سياه تلو صنوبر و.... نام برد.
پوشش جانوري :
از گونه هاي جانوري مي توان به قوچ ، ميش ، خرس ، پلنگ ، گربه وحشي ، گــراز، كبك ، عقاب ، بز كوهي ، شغال ، روباه، لك لك اشاره كرد .
از جمله محصولات اين شهرستان عبارتند از : زيتون كه از جايگاه ويژه اي در كشور برخوردار بوده واز ساير محصولات باغي مي توان انجير ، فندق ،گيلاس ، انار ، انگور ، گردو ، به وگلابي و.... ومحصولات زراعي متنوعي در اين شهرستان توليد مي گردد كه از جمله مي توان سير ، پياز ، كرفس ، طالبي ، نخود، عدس ، لوبيا ، برنج ، سيب زميني ، باقلا، گوجه فرنگي ، خيار و... اشاره كرد.
مسیر های کوهپیمایی گردشگری شهرستان طارم
1-غارنوردي وكوهپيماي خرمنه سر :
واقع در قسمت شمالي روستاي ده بهار ( شاه نشين ) در كمر كوه با مناظر زيباي اطراف آن وبا دو ورودي ودو غار مجزا غاركوچك و غار بزرگ و با قنديل هاي بسيار زيبا ، مسير كوهپيمايي از روستاي ده بهار شروع مي شود.
2-سد طبيعي باكلور :
بالاتراز سد كرد آباد براثر رانش كوه توسط زلزله سال 69 ايجاد شده كه در 15كيلومتري شمال غربي آب بر ودر پايين دست چشمه معروف كوثره قرار دارد.
3-سد كرد آباد :
نزديكي آب برواقع در قسمت شمالي رودخانه قانقلي چاي كه به صورت طبيعي در زلزله سال 69 بوجود آمد
4- يخچالهاي طبيعي وليدر:
در مسير روستاي انذر ، شيت ،وليدربا مناظري بسيار زيبا قرار داردو از طريق روستاي دگاه زنجان نيز قابل دسترسي مي باشد.
5-آبشار وامامزاده وزنه سر:
اين مسير نرسيده به درام از جاده اصلي جدا شده به سمت شمال پس از عبور از روستاي وزنه سر به محل مورد نظر مي رسد .
6- جنگلهاي ولوار بالاي روستاي چرزه
7- مسير آب بر به قلعه رودخان
اين مسير از آب بر شروع شده كه پس
از طي مسير از ييلاقات ديزاب وواجارگاه ودايله سروبا يك شيب تند بطرف پايين
وبه سمت قلعه قابل دسترسي است .اين مسير داراي چمنزارهاي طبيعي با چشمه
ساران فراوان و جنگلهاي انبوع بوده كه يكي از معروفترين مسير هاي كوهپيمايي
در سطح كشور مي باشد
قلعه تاریخی رودخان یکی از زیباترین قلعههای
ایران است که بر بالای کوه بلندی به همین نام بنا شده است .شگفتی این قلعه
راه ورودی آن است به طوری که بجز صعود از دیواره بلند و کم شیب کوه راه
دیگری برای دسترسی ندارد.ب بر به قلعه روخان
8- مسير روستاي جمال آباد به ماسوله
اين مسير از روستاي جمال آباد در قسمت شمالي شهر آب بر شروع شده كه پس طي مسير ي با صفا وكوهستاني همراه با چشم اندازي زيبا به شهر تاريخي ماسوله مي رسد
9- مسير آب بر به شفت
اين مسير از شهر آب بر شروع شده وپس از طي مسير از محل هاي كوهستاني وسرسبز به شفت مي رسد .
10- مسير درام به ماسوله
اين مسير از معروفترين مسير هاي كوهپيمايي به شمال بوده كه در بين كوهنوردان از اهميت ويژه اي برخوردار است . اين مسير از درام شروع وپس از طي روستاهاي زيباي نوكيان ، سياهورد وييلاق سياوه وعبور از رشته كوه شمالي به شهر تاريخي ماسوله مي رسد.
ضمنا يك مسير ديگر نيز جهت رسيدن به ماسول از درام شروع وپس از طي روستاهاي نوكيان واندره به ماسوله مي رسد كه عبور از اين مسير راحت تر اما زيبايي مسير قبل را ندارد.
11- مسير زنجان به روستاي ايچ وچورزق
اين مسيريكي از معروفترين مسير هاي كوهپيمايي از زنجان به
تهم ، گمان ، شير مشيه وسپس به روستاي ايچ وچورزق مي باشد.
12-مسير گيلوان به امامزاده ابراهيم شفت
از گيلوان شروع ودر امتداد مسـير رودخانه پس از عبوراز جيش آباد و پس از طي جنگلهاي زيبا به امام زاده ابراهيم در دل جنگلهاي شمال مي رسيم.
-13 مسير روستاي تشوير به پرچينه
اين مسير از تشوير شروع ودر امتداد جاده پس از طي روستاهاي زرده ولهنه وسپس در امتداد رودخانه وطي مناطق كوهستاني به روستاي پرچينه مي رسد.
طبیعت زیبای بهاری مسیر تهم چورزق (یگه چای)




























فیلمبرداری از پلنگ ماده دردل طبیعت طارم با موفقیت انجام شد

محمدهادی کاظمی روزسه شنبه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا افزود: این کارشناس به همراه اکیپی از ماموران اجرایی این اداره کل با دو روز حضور مستمر در منطقه تحت مدیریت و ضمن رصد کامل زیست گاههای حیات وحش و انجام مراقبت های لازم با پیشه سازی صبر، شکیبایی و انتظار بسیار ، سرانجام در منطقه شکار ممنوع ˈخرمنه سرˈ شهرستان طارم موفق به مشاهده یک قلاده پلنگ ماده به همراه سه توله اش شدند.
وی اظهار داشت: این پلنگ ماده درحال خوردن شکار و همچنین شیردادن به سه قلاده توله اش مشاهده شد که متاسفانه موفق به فیلمبرداری از رفتار و حرکات توله پلنگ ها به هنگام تغذیه با شیر مادر و جست و خیز آنها نشدیم.
کاظمی گفت: هرچند به خاطر محدودیت زاویه دید و وجود موانع طبیعی و استتار توله ها در پای درخت ، فیلمبرداری از آنها میسر نشد ولی حرکات پلنگ ماده با دوربین دراختیار که از نوع هندی کم بود ، به مدت 10 دقیقه مستندسازی شد.
وی زمان فیلمبرداری را هفته گذشته اعلام کرد و افزود: با توجه به اینکه پلنگ ماده و توله ها وجود ما را که در فاصله حدود 250 متری بودیم احساس نکرده بودند بنابراین با اطمینان و آرامش ، از ماده پلنگ ایرانی فیلمبرداری شد.
کارشناس اداره کل محیط زیست استان زنجان، فیلمبرداری از پلنگ در طبیعت را کاری سخت و دشوار دانست و گفت: این جانور وحشی و گوشتخوار که نادر و کمیاب نیز می باشد شب ها به شکار پرداخته و معمولا در اوایل صبح و یا اواخر روز مشاهده می شود.
کاظمی خاطرنشان کرد: در طول 40 سال گذشته به رغم شواهد فراوان مبنی بر مشاهده رد پا و شنیدن صدای پلنگ ایرانی در این منطقه ، متاسفانه هیچ دلیل مستندی در دست نبود تا وجود این جانور نادر و کمیاب را اثبات کند ولی فیلم تهیه شده از این پلنگ ماده ثابت می کند که طارم یکی از زیستگاههای این حیوان است.
وی اظهار داشت: با مشاهده این چهار قلاده پلنگ ایرانی درمنطقه شکار ممنوع خرمنه سر، مطمئنا وجود یک قلاده پلنگ نر نیز حتمی است و امید می رود برای حفاظت از آنها اقدامات لازم از سوی مسوولان ذیربط انجام شود تا از انقراض آنها جلوگیری شود.
منبع: خبرگزاری جمهوری اسلامی
لزوم حمایت جدی از محیط زیست و حیات وحش طارم
حامیان محیط زیست آذربایجان: رئیس اداره محیط زیست شهرستان طارم گفت: شهرستان طارم به دلیل تنوع زیاد آب و هوایی و وجود اکوسیستم هاى ویژه در منطقه و ارتباطات بیولوژیکى آن با استان هاى همجوار، از غناى حیات وحش خوبى برخوردار است. به گونه ای که در گذشته اى نه چندان دور، تنوع گونه ها و وضعیت جمعیت جانورى این منطقه تا اندازه اى بود که یکى از مناطق مهم کشور در زمینه حیات وحش به شمار مى آمد.
محمد رضا حیدری
در گفتگو با خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه زنجان، با بیان
اینکه در این شهرستان انواع پستانداران، پرندگان، خزندگان، آبزیان، دو
زیستان، حشرات و بندپایان یافت مى شود، اظهار کرد: از انواع پستانداران
منطقه طارم می توان به گوسفند وحشى که به نر آن قوچ و ماده آن میش گفته مى
شود و در کوهستان ها زندگى مى کند، بز وحشى یا بز کوهى با نام محلى پازن
در کوهستان هاى شمالى طارم دیده شده و پلنگ که در نقاط جنگلى کوهستان ها و
تا ارتفاع 3500 مترى دیده مى شود، اشاره کرد.
این مقام مسئول
ادامه داد: سیاه گوش بیشتر شبیه گربه وحشى اروپایى است و تا ارتفاع 2500
مترى کوهستان ها دیده مى شود و از نظر پراکندگى در اکثر نقاط طارم دیده
شده است. همچنین خوک وحشى یا گراز با نام محلى دونقوز بیشتر در جنگل هاى
پست و بیشه زارها زندگى کرده و پراکندگى آن در طارم زیاد است و کفتار نیز
معمولاً در منطقه طارم یافت مى شود.
رئیس اداره محیط زیست شهرستان
طارم با بیان اینکه خرس قهوه اى در تمام کوهستان هاى طارم یافت مى شود،
بیان کرد: برخى دیگر از انواع پستاندارانى که در سطح شهرستان طارم مشاهده و
شناسایى شده اند عبارتند از کلاهو، سنجاب زمینى (با نام محلى گورکان) از
تیره سنجاب ها، تشى، گربه تیغى و جوجه تیغى (با نام محلى کیرپى).
همچنین دیگر گونه هاى
پستانداران این شهرستان شامل پلنگ موش یا عروس موش، دله عروسک، روباه،
گرگ، خرگوش، موش مغان، موش آبى و موش کور، راسو، سمور سنگى، رودک، رودک
عسل خوار، گربه دشتى، گراز، قوچ و میش ارمنى، قوچ و میش البرزى، موش دو
پاى کوچک، موش دو پاى پنج انگشتى، موش صحرایى، موش قهوه اى، موش خانگى،
خارپشت اروپایى، خارپشت گوش بلند، خفاش مقبره اى، خفاش نعل اسبى کوچک،
خفاش نعل اسبى بزرگ، خفاش گوش موش موچک، خفاش گوش بلند و خفاش بال بلند
هستند که تقریباً در تمام نواحی شهرستان طارم زندگی می کنند.
حیدری
با اشاره به اینکه گونه هاى مختلفى از پرندگان در شهرستان طارم زندگى مى
کنند که برخى بومى، برخى مهاجر ساکن و برخى دیگر مهاجر عبورى هستند، تصریح
کرد: پلیکان، بوتیمار، بوتیمار کوچک، حواصیل خاکسترى، حواصیل ارغوانى، لک
لک سفید، لک لک سیاه، فلامینگو، غاز خاکسترى، غاز پیشانى سفید، قو، اردک
کله سبز، اردک اره اى، اسکوتر بال سفید، اسکوتر سیاه، عقاب ماهی گیر،
قرقى، سارگپه، کرکس، کبک درى، کبک، تیهو، بلدرچین، درنا، فاخته، کبوتر
چاهى، جغد ماهى خوار، هدهد، دارکوب سیاه، چکاوک طوقى، پیت صحرایى، دم
جنبانک ابلق و سنگ چشم پشت سرخ از جمله این پرندگان هستند.
این
مقام مسئول به انواع گونه هاى خزندگان در سطح شهرستان اشاره نمود و خاطر
نشان کرد: افعى یا گرزه مار،افعى البرزى، افعى قفقازى، افعى پلنگى، افعى
شاخدار، افعى تکابى، نیرمار، یله مار، مار جعفرى، مارکرمى شکل، کورمار،
کورمار دشتى، مار آتشى، مار سیاه سوجه، مار آبى، مار چیلر، قمچه مار، مار
گرگى، مار قیطانى، مار دشتى، مار شترى، مار پلنگى، مار درختى، مارمولک،
سوسمار، سمندر معمولى، سمندر زرد، سمندر سبز، آفتاب پرست و لاک پشت در طارم
وجود دارند.
وی عنوان کرد: سازمان محیط زیست مناطقی را با عنوان
مناطق حفاظت شده تعیین کرده است که این مناطق از لحاظ وجود گونه های
جانوری و فلور گیاهی دارای ارزش های زیست محیطی هستند.
حیدری گفت:
مناطق مختلف شهرستان برای شکار انواع چهارپایان و پرندگان مناسب است که
معمولاً شکارچیان در تاریخ ها و فصل های مجاز می توانند در این مناطق به
شکار بپردازند.
این مقام مسئول یادآور شد: برخى از انواع جانوران
از جمله بازهاى شکارى، کبک درى و آهو نیز در سطح شهرستان وجود دارند که از
گونه هاى حفاظت شده به شمار آمده و شکار آنها در هر شرایطى ممنوع است.
مناطق حفاظت شده طارم زیر نظر سازمان حفاظت از محیط زیست استان اداره می
شوند و زیستگاه جانوران و گونه های کمیاب گیاهی هستند که دارای ارزش های
بیولوژیکی می باشند.
معرفی حیات وحش و مناطق حفاظت شدۀ شهرستان طارم
حيات وحش يک كشور نيز مانند ديگر ذخاير طبيعى از ارزش هاى زيادى برخوردار است و داراى منافع و اهميت هاى خاص خود مى باشد. جانوران يک منطقه ضمن ايجاد تعادل طبيعى و بيولوژيک در آن منطقه از ارزش هاى علمى و تفريحى زيادى نيز برخوردار هستند.
شهرستان طارم به دليل تنوع زیاد آب و هوایی و وجود اكوسيستم هاى ويژه در منطقه و ارتباطات بيولوژيكى آن با استان هاى هم جوار از غناى حيات وحش خوبى برخوردار است. در اين شهرستان انواع پستانداران، پرندگان، خزندگان، آبزيان، دوزيستان، حشرات و بندپايان يافت مى شوند. البته در گذشته اى نه چندان دور، تنوع گونه ها و وضعيت جمعيت جانورى اين منطقه تا اندازه اى بوده كه يكى از مناطق مهم ايران در زمينه حيات وحش به شمار مى آمده است.
در 30 سال گذشته روند تخريب ها و دگرگونى هاى انجام شده در قلمروهاى زيستگاهى به تدريج كاهش جمعيت وحوش را به دنبال داشته است به خصوص در20 سال اخير سير قهقرايى شديدی در ميزان جمعيت جانوران منطقه مشاهده می شود. گونه هاى جانورى كه در مناطق كوهستانى و سخت گذر و به دور از مکان های دسترسى انسان زندگى مى كنند، مانند منطقه سرخ آباد دگرگونى چندانى نيافته اند ولى به حد صفر رسيدن صدها راس جمعيت آهو، نشانه يک روند نزولى براى اين منابع طبيعى و زنگ خطرى براى همه دوست داران طبيعت و حيات وحش است. در ايران تا كنون حدود 151 گونه از پستانداران شامل 140 گونه در خشكى و 11 گونه در آب، شناسايى شده است.
از انواع پستانداران منطقه طارم می توان به موارد زير اشاره كرد. گوسفند وحشى كه به نر آن قوچ و ماده آن ميش گفته مى شود، در كوهستان ها زندگى مى كند . بز وحشى يا بز كوهى با نام محلى پازن در كوهستان هاى شمالى طارم ديده شده اند.پلنگ در نقاط جنگلى كوهستان ها و تا ارتفاع 3500 مترى ديده مى شود. متاسفانه به علت عدم توجه از شمار اين حيوان ارزشمند روز به روز كاسته مى شود.
سياه گوش بيش تر شبيه گربه وحشى اروپايى است و تا
ارتفاع 2500 مترى كوهستان ها ديده مى شود و از نظر پراكندگى در اکثر نقاط
طارم ديده شده است.خوک وحشى يا گراز با نام محلى دونقوز يا دووز، بيش تر در
جنگل هاى پست و بيشه زارها زندگى كرده و پراكندگى آن در طارم زياد است.
كفتار نيز معمولا در منطقه طارم يافت مى شود.
سمور(با نام محلى دله) كه
در ايران بسيار كمياب بوده و بيش تر در جنگل ها و در ميان گياهان انبوه
زندگى مى كند، اين نوع سمورها ماهيان بيمار و ضعيف رودخانه ها را صيد كرده و
دسته هاى ماهيان را از سرايت بيمارى مصون مى دارند. شنگ (با نام محلى
سوايتى) از خانواده سمور است كه در اطراف رودخانه هاى شهرستان طارم فراوان
است.
خرس قهوه اى در تمام كوهستان هاى طارم يافت مى شود. شغال در اطراف شهرستان طارم و مناطق شمال خاور ديده شده است.خفاش با نام محلى كوراشپلک كه بيش تر در غارها و شكاف ديوارها ديده مى شود.
برخى ديگر از انواع پستاندارانى كه در سطح شهرستان طارم مشاهده و شناسايى شده اند عبارتند از: كلاهو، سنجاب زمينى (با نام محلى گوركان) از تيره سنجاب ها، تشى، گربه تيغى و جوجه تيغى (با نام محلى كيرپى). ديگرگونه هاى پستانداران اين شهرستان عبارتند از: پلنگ موش يا عروس موش، دله عروسک، روباه، گرگ، خرگوش، موش مغان، موش آبى و موش كور، راسو، سمور سنگى، رودک، رودک عسل خوار، گربه دشتى، گراز، قوچ و ميش ارمنى، قوچ و ميش البرزى، موش دو پاى كوچک، موش دو پاى پنج انگشتى، موش صحرايى، موش قهوه اى، موش خانگى، خارپشت اروپايى، خارپشت گوش بلند، خفاش مقبره اى، خفاش نعل اسبى كوچک، خفاش نعل اسبى بزرگ، خفاش گوش موش موچك، خفاش گوش بلند و خفاش بال بلند که تقریباً در تمام نواحی شهرستان طارم زندگی می کنند.
گونه هاى مختلفى از پرندگان در شهرستان طارم زندگى مى كنند كه برخى بومى، برخى مهاجر ساكن و برخى ديگر مهاجر عبورى هستند. گونه هايى كه تا كنون در اين شهرستان شناسايى و مشاهده شده اند، عبارتند از:
كشيم، پليكان، باكلان، بوتيمار، بوتيمار كوچک، حواصيل خاكسترى، حواصيل ارغوانى، اگرت بزرگ، اگرت كوچک، اگرت ساحلى، لک لک سفيد، لک لک سياه، فلامينگو، غاز خاكسترى، غاز پيشانى سفيد، قو، آنقوت، تنجه، اردک كله سبز، خوتكا، اردک اره اى، فيلوش، خوتكاى سفيد، اسكوتر بال سفيد، اسكوتر سياه، عقاب ماهيگير، كوركور، عقاب دريايى پالاس، طرلان، قرقى، سارگپه، عقاب تالابى، عقاب دشتى، سنقر گندم زار، سنقر دريايى، ترمتاى، ليل، عقاب طلايى، كركس، همه، دال سياه، دال، دليجه، كبک درى، كبک، تيهو، كبک چيل، بلدرچين، درنا، زنگوله بال، هوبره، يلوه حنايى، چنگر نوک سرخ، چنگر، بلدرچين بوته اى، سليم طوقى، خروس كولى، ابيا، چوب پا، جاخ لق، گلايول بال سياه، كاكايى سرسياه، پرستوى دريايى نوک كلفت، كوكر شكم سياه (باقرقره)، كبوترجنگلى، فاخته، كبوتر چاهى، ياكريم، قمرى معمولى، كوكو، شاه بوف، جغد ماهى خوار، مرغ حق، جغد كوچک، شبگرد دشتى، شبگرد معمولى، باخورک معمولى، سبزقبا، زنبورخوار معمولى، زنبورخوار گلو خرمايى، هدهد، داركوب سياه، داركوب سبز، داركوب خال دار بزرگ، داركوب باغى، پرستو، چكاوک گندمزار، چكاوک كاكلى، چكاوک طوقى، پيت صحرايى، دم جنبانک ابلق، سنگ چشم پشت سرخ، پرى شاهرخ، سار، زاغ نوک سرخ، زاغ نوک زرد، زاغي، كلاغ گردن بور، كلاغ سياه، كلاغ ابلق، غراب، بلبل، طرقه كوهى، توكامى باغى، چرخ ريسک بزرگ، گنجشک معمولى، گنجشک خاكى، سهره سبز و زرده پر سرسياه.
انواع گونه هاى خزندگان در سطح شهرستان به فراوانى وجود دارند. برخى از انواع اين خزندگان عبارتند از: افعى يا گرزه مار،افعى البرزى، افعى قفقازى، افعى پلنگى، افعى شاخدار، افعى تكابى، نيرمار، يله مار، مار جعفرى، ماركرمى شكل، كورمار، كورمار دشتى، مار آتشى، مار سياه سوجه، مار آبى، مار چيلر، قمچه مار، مار گرگى، مار قيطانى، مار دشتى، مار شترى، مار پلنگى، مار درختى، مارمولک، سوسمار، سمندر معمولى، سمندر زرد، سمندر سبز، آفتاب پرست و لاک پشت.
در سطح شهرستان طارم در رودخانه ها و درياچه ها و آب هاى شهرستان ، ماهيان زيادى زندگى مى كنند. از جمله زيستگاه های آنان رودخانه قزل اوزن مهم ترين رودخانه استان زنجان است كه گونه هاى مختلف ماهيان را در خود جای داده است. برخى از مهم ترين انواع ماهيان اين شهرستان عبارتند از: ماهى اسپله كه بيش تر در رودخانه قزل اوزن و قسمتى از سفيد رود به فراوانى يافت مى شوند. ماهى كپور در رودخانه قزل اوزن به حالت وحشى و در درياچه هاى مصنوعى پشت سدها به صورت پرورشى و به فراوانى يافت مى شوند. اردک ماهى نيز از ديگر انواع آبزيان منطقه است كه در معرض خطر انقراض نسل قرار. سس ماهى، ماهى سوف معمولى، ماهى زرد پر، مشک ماهى، بز ماهى، ماهى كولى سياه، ماهى كولى سفيد، سيم، قزل آلاى خال قرمز سرسنگبان، آمور (پرورشى)، فيتوخاک يا سرگنده و كپوراسراييلى (پرورشى) نيز از ديگر آبزيان موجود در طارم هستند.
قورباغه قهوه اى، قورباغه سبز، قورباغه غير حقيقى كوچک سبز، قورباغه غيرحقيقى پشت قهوه اى، وزغ خاكسترى كوچک درختى، وزغ خالدار قهوه اى و خرچنگ، گونه هاى دوزيستان شهرستان طارم را تشكيل می دهند. .
انواع حشرات و بند پايانى كه در طارم شناسايى و مشاهده شده اند، عبارتند از: پروانه، پروانه پر طاووس گلابى، پروانه يا كرم خراط، پروانه (كرم برگ خوار چغندر)، زنبور خرمايى، زنبور زرد چهار خط، زنبور زرد سه خط، زنبور سياه كركى، زنبور عسل وحشى، عقرب سياه، عقرب زرد، عقرب كوچک، رطيل، عنكبوت سبز، عنكبوت زرد، عنكبوت سفيد، كنه دو نقطه اى گياهى، كنه چهار نقطه اى گياهى، كنه حيوانى، كنه قرمز، كنه چونجوار، كرم خاكى، كرم ساقه خوار برنج، كرم ساقه خوار ذرت، هزار پا، كفشدوزک نارنجى، كفشدوزک سياه، مورچه معمولى، موريانه، مورچه بزرگ، ملخ دريايى ، صحرايى، ملخ مراكش، ملخ مصرى، ملخ ايتاليايى، سوسک سياه باريک، سوسک سياه شاخدار، سوسک گياه خوار بزرگ، سوسک مصرى، سوسک زرد آلمانى، سوسک صدفى گرد، گل گردان (تپاله غلطان)، سوسک انبارى، زردآلو رسونک، سوسک خالدار رسونک، جيرجيرک، جيرجيرک سياه صحرايى، آب دزدک، پشه آنوفل، پشه معمولى، پشه ريز، مگس معمولى، خرمگس، مگس، مگس چغندر، مگس خربزه، مگس نيش دار، سنجاقک، زنجره، سن قهوه اى گندم، سن كدو، سن سبز، شيخک، شپش، شپشک آردآلود، شپشک واوى سيب، شپشک بنفش زيتون، شپشک نخودى، كک، كک سياه ريز، تريپس گندم، تريپس چغندر، شته سبز، شته سياه، شته پنبه اى، سرخرطومى يونجه و سرخرطومى گلابى.
سازمان محیط زیست مناطقی را با عنوان مناطق حفاظت شده تعيين كرده است که این مناطق از لحاظ وجود گونه های جانوری و فلور گیاهی دارای ارزش های زیست محیطی هستند.
مناطق مختلف شهرستان برای شکار انواع چهارپایان و پرندگان مناسب است که معمولاً شکارچیان در تاریخ ها و فصل های مجاز می توانند در این مناطق به شکار بپردازند. تاريخ هاى مجاز شكار در طارم، از اول شهريور تا اول بهمن ماه هر سال براى شكار كبک از اول مهر تا اسفندماه، هر سال برای شكار مرغابى از پانزدهم آذر تا آخر بهمن ماه و هر سال برای شكار كل، بز، قوچ و ميش آزاد است.
برخى از انواع جانوران از جمله بازهاى شكارى، كبک درى و آهو نيز در سطح شهرستان وجود دارند كه از گونه هاى حفاظت شده به شمار آمده و شكار آن ها در هر شرايطى ممنوع است. مناطق حفاظت شده طارم زیر نظر سازمان حفاظت از محیط زیست استان زنجان اداره می شوند و زیستگاه جانوران و گونه های کمیاب گیاهی هستند که دارای ارزش های بیولوژیکی است.
تصاویر زیبا ازقسمت شمالی دریاچه چینی لر(کردآباد)













ماهی های غول پیکر دریاچه چینی لر (کردآباد) آب بر

ماهی فیتوفاگ












ضلع شمالی دریاچه








پایین دست دریاچه



رودخانه قزل اوزن ، نگین شهرستان طارم
رودخانه قزل اوزون علاوه بر اهمیت اقتصادی بالایی که دارد به دلیل پرآبی، زیبایی و طولانی بودن مسیر خود یکی از مهم ترين روخانه های ایران است كه در زمینه جاذبه های گردشگری نیز اهمیت زیادی دارد. به برکت آب فراوان باغ های زیبا و سرسبز بسیاری در مسیر اين رودخانه به وجود آمده که منظره بسیار زیبایی به طارم داده است به طوری كه در تمام سفرنامه های جهانگردان و مستشرقين از این رودخانه و زیبایی و سرسبزی مناطق اطراف آن یاد شده است. مسیر رودخانه قزل اوزن یکی از مهم ترین گردشگاه های اهالی و مناطق اطراف آن یکی از باصفاترین استراحتگاه های مسافران مسیر شمال باختر کشور است.
سفيدرود یا قزل اوزن یکی از مهم ترین، بزرگ ترین و مشهورترین رودخانه های ایران و يک رود دایمی به درازای 765 کیلومتر و شیب متوسط 3/0 درصد است که از آبخيزهای 30 كيلومتری شمال باختری سنندج، دهستان مارال (استان کردستان) سرچشمه می گیرد. ارتفاع سرچشمه این رودخانه 2300 متر و ارتفاع ریزشگاه آن 25- متر است. این رودخانه در ابتدای سرچشمه خود چم هانه گلان نام داشته و مسیر حرکت آن شمالی است. پس از طی كردن حدود 10 کیلومتر و مخلوط شدن با چندین رودخانه و ریزابه، به نام های خنجره، گومرش و چم بناسوره، با نام جديد قزل اوزن به سمت شمال خاوری متوجه می شود. به طور کلی سفیدرود یا قزل اوزن از استان های کردستان، زنجان، آذربایجان خاوری و گیلان عبور می كند.
رودخانه قزل اوزن در مسیر خود ضمن مخلوط شدن با ریزابه های بسیار با پیچ و خم های متعدد از شهرستان سنندج خارج شده و به دهستان نجف آباد در محدوده شهرستان بیجار وارد می شود. پس از عبور از این دهستان در روستای زرده کمر با چم زر مخلوط می شود. در روستاهای قاسم آباد و علی آباد با رودخانه های یول کشتی و شوراب درهم آمیخته و متوجه خاور می شود. این رودخانه پس از پیمودن مسیری نسبتاً طولانی با خروج از شهرستان بیجار وارد محدوده شهرستان خدابنده (قیدار) می شود. در شهرستان خدابنده از دهستان قشلاقات افشارعبور می كند و با ریزابه های بسیاری از جمله شور، چسب و تلوار مخلوط شده و به روستای محمدآباد وارد می شود. در این روستا تغییر مسیر داده و به سمت شمال منحرف می شود. پس از دور زدن کوه شینه داغ و مخلوط شدن با رودخانه خوزان راه اتومبيل رو زنجان - بيجار را قطع كرده، با رودخانه خویين مخلوط شده و رو به سوی شمال باختری به دهستان انگوران در محدوده شهرستان زنجان وارد می شود.
در اين ناحيه با رودخانه های لجام گیر و انگوران چای درهم آمیخته و پس از آن وارد شهرستان ماه نشان می شود. اين رودخانه پس از وارد شدن به ماه نشان از مرکز اين شهرستان عبور كرده و با رودخانه های دربند، قلعه چای و تلخه رود در هم آمیخته و به دهستان چایپاره وارد می شود. در این دهستان ابتدا با زنجان چای و سپس با آجی چای مخلوط شده و به شهرستان میانه از محدوده استان آذربایجان خاوری وارد می شود. در اين قسمت مسیری را به موازات خط آهن تهران - تبریز می پیماید و در ایستگاه پل دختر وارد دره قافلانکوه می شود. در ادامه مسیر خود از چندین روستا در استان آذربایجان خاوری عبور می كند و با رودخانه گرمی و آرپاچای در شهرستان خلخال (در محدوده استان اردبیل) مخلوط می شود.
با ورود به دهستان خورش رستم با رودخانه كندرچو و شاهرود مخلوط شده و به محدوده شهرستان طارم وارد می شود. در این شهرستان با رودخانه های آب بر، آب لار، آق روی چای و لوان چای مخلوط می شود و در نهایت به دریاچه سد سفید رود می ریزد. قزل اوزن پس از مخلوط شدن با رودخانه شاهرود به سفید رود تغییر نام داده، رو به سوی شمال خاوری جریان یافته و وارد محدوده شهرستان رودبار می شود. در این منطقه با ریزابه های متعدد بزرگ و کوچک درهم آمیخته و پس از عبور از دهستان رستم آباد به دهستان سنگر در محدوده شهرستان رشت وارد شده و کم کم پهنه بستر آن گسترده تر می شود. رودخانه سفید رود در این منطقه روستاهای زیادی را مشروب ساخته و به دشت گيلان كه از آبرفتهای همين رودخانه پديد آمده است، وارد می شود. وسعت دلتای سفيدرود که بیش از 1250 كيلومتر مربع است، از دشت گيلان آغاز می شود و نخستين شاخه آن كه خمام رود نام دارد در همين منطقه از آن جدا می شود.
سفيد رود در دلتای خود به سوی شمال جريان می يابد و در روستای پاشاكی با ديسوم رود مخلوط شده و به دهستان كوچصفهان وارد می شود. در همين محل شاخه ديگری كه نورود نام دارد از آن منشعب شده و به سوی آستانه اشرفيه روان می شود. در اين شهر تغيير جهت داده و با چند پيچ و تاب به سوی شمال رهسپار می شود و سرانجام در شمال منطقه كياشهر به دريای خزر می ريزد. همجواری كناره های رودخانه قزل اوزن با جاده اصلی تهران - تبريز زمينه استفاده گردشگاهی از این رودخانه را افزايش داده است و همچنين عبور این رودخانه بزرگ و زیبا از چندین استان و ده ها شهر، بخش، دهستان و روستا سبب رونق و آبادانی مناطق عبوری آن شده است و معمولا به عنوان گردشگاه اهالی از آن ها استفاده می شو
د. رودخانه قزل اوزن نه تنها برکت و آبادانی را به استان زنجان هدیه کرده، بلکه كشتزارها و باغ های سرسبز كناره های آن جلوه بسيار زيبايی را در طول چهار فصل به نمايش می گذارند و دوستداران طبیعت را به سوی خود جذب می كنند. همین امر بر ارزش های توریستی رودخانه قزل اوزن در کنار ارزش های اقتصادی آن تاكيد می كند.

( نام قدیمی (عهد باستان) آن آماردوس ، ماردوس ، مردوس ، آماری ، مردی ، ماردی ، و امردی ذكر شده ، كه گویا بر گرفته از نام اقوام مستقر در كنار آن بوده است .
حمداله مستوفی در كتاب پر ارزش خود نزهه القلوب درباره قزل اوزن می گوید : « مغولان آن را هولان مولان » می نامند ، از جبال پنج انگشت كه تركان بش پرماق خوانند به ولایت كردستان بر می خیزد و به آبهای زنجانزود ، هشترود ، میانج رود و آبهای كوههای طالش و طارمین جمع شود .
تركان این رودخانه را برای نشان دادن بزرگی و عظمت آن قزل ازون نامیده اند . قزل اوزن از دو واژه تركی قزل به معنی سرخ و اوزن به معنی آب و رود تركیب شده است كه ظاهراً باید معنی رود سرخ و یا آب سرخ داشته باشد ولی بسیاری از لغات تركی و خصوصاً نامهای چهار واژه ای آق (سفید ) قرا (سیاه) گوی یا گگ (كبود ) و قزل (سرخ )را پیشوند خود دارند مانند آق قویونلر ، آق كند ، قراملك ، قزالبوطه ، گوی آلپ ، گوی مسجد ، قزل بلاغ و قزل اوزن و بسیاری دیگر . تحقیقات و بررسیها نشان می دهد منظور از بكار بردن این اسم رنگها ، نشان دادن و بازگو كردن مفهوم عام و صفت مطلق رنگها بوده است بلكه تركان به پیروی از باورهای مذهبی ـ شمنی خود این رنگها را برای نشان دادن بزرگی ، عظمت ، شكوه ، كثرت شمار قدرت و قداست اشخاص ، اماكن ، اشیاء ، شهرها، رودها ، موجــودات و دیگر مظاهــر زندگی به كار می برده و به صورت پیشوند در اول لغات و نامها می آورده اند. بدین معنی که ترکان تشکیلات قومی و دولتی و مظاهر زندگی را از روی نظامات طبیعت تعیین می کرده اند و همان گونه که شمال ، جنوب ، شرق و غرب چهار سوی عالم و بهار ، تابستان ، پاییز و زمستان چهار موسم ایام سال هستند ، آقا ، قرا ، گوی و قزل نیز چهار رنگ انتخابی ترکان برای تعیین و تشخیص مظاهر زندگی بوده است ترکان علاوه بر این تقسمیات اربعه ، اعداد شش ، دوازده و بیست و چهار را نیز برای تعیین و تشخیص مظاهر زندگی مورد توجه و استفاده قرار می داده اند ، که در همه ی این تقسیمات و تعیین اعداد از ادوار فلکی الهام می گرفته اند .
فیروز منصوری با بر شمردن لغات و نامهای بسیار که واژه های آق ، قرا ، گوی و قزل پیشوند آنها شده و بازگو کردن معنی و مفهوم آنها و نیز با اشاره به نوشته ها و اظهارات محققانی همچون زکی ولیدی طوغانی ، مینور سکی ، بارتولد ، مکرمین ، ضیاء گوی آلپ ، قووالسکی درباره استعمال کلمات مذکور چنین اظهار نظر می کند : « هر گاه استعمال این کلمات (آق ـ قرا ـ گوی ـ قزل ) چگونگی اسم های عام را تغییر داده و آنها را صورت خاص و اعلام ارایه نمایند ، در این صورت پیشوندهای مزبور به معنی بزرگ ، عظیم ، شکوهمند ، نیرومند ، شریف و مقدس ، نامها را توصیف نموده و یا کثرت شمار و مقدار آنها را می رساند و با یک صفت عالی آنها را از اقران و امثال مشخص و متمادی می نمایند .
بنابر این ترکان کلمه ی قزل را برای نشان دادن رنگ رودخانه مورد بحث (قزل اوزن) و یا آب و خاک آن به کار نبرده اند ، بلکه برای توصیف و بازگو کردن بزرگی و عظمت این رودخانه لغت قزل را در اول لغت اوزن ( اوزن به معنی آب ، آب فراوان و رودخانه است ) آورده اند ، تا صفت بزرگی و شکوه به آن نسبت دهند .درباره ی لغت اوزن منصوری می نویسد : « کلمه اوز us به معنی و مفهوم آب رودخانه را اویغورها اوکوز ، قیرقیزها و مغولان اوسون و قزاق ها اوزن می نامیده اند » در آناتولی سرشاخه های قزل ایرماق ، با پسوند اوز مسما شده اند مثل : بوراق اوزی ، اوران اوزری ، قلیچ اوزی و در همان نواحی رودخانه هایی به نام اگری اوز ، قامیشلی اوز وجود دارد و نیز کوههای شمال شرقی دریاچه وان که از بیشترین میزان بارندگی سالانه برخوردار است اوز آلپ نامیده می شود ، و اوزکند در ترکستان پرآب ترین شهر آن سرزمین بوده است به نقل از قووالسکی آمده که کلمه ی اوز در ترکی قدیم به معنی آب فراوان یا رود به کار رفته است . در فرهنگ مصاحب می نویسد « اوز usنام چند رود معروف در انگلستان است .
به عقیده برخی از محققان کلمه اوز us در مقابل کلمه « قراج kirag ترکی یعنی : « شوره زار و بایر » استعمال شده است .در دایره المعارف اسلامی و حواشی و اضافات تاریخ جهانگشای جوینی اوزن رودخانه معنی شده است .با این توصیف می توان گفت قزل اوزن به معنی رودخانه ی بزرگ است .)

این منبع عظیم آب، نظام زندگی تالابی رودخانه اي جالب و با ارزشی پدید آورده است که حداکثر دبی لحظه اي آن 3000 متر مکعب در ثانیه است. شعبه هاي این رودخانه در استان زنجان عبارتند از: تلوار رود،سبحاسرود، تلخه رود ( آجی چاي ) ، زنجان رود و شاهرود و شعبه هاي رودخانه در طارم بالغ بر 23 رشته است هر یک از آنها پس از عبور از دره هاي زیبا و سرسبز و ایجاد تفرجگاههاي قابل استفاده گردشگران به قزل اوزن می پیوندند که عبارتند از:رودخانه هاي آب بر، هزار رود، قلات، سیاهورود، الیزین، سرخ آباد، لوانچاي، کلوئیم، انذر، کله سر، رزه بند، زهترآباد، قانقلوچاي، جمل گیل رود، جزلاچاي، زاچگان رود، طارم رود،امیرآباد، گیلوان رود، شاه میدانی رود، چرزه، آب لار و شاهرود.
به دلیل اهمیت کشاورزي قزل اوزن جاذبه هاي گردشگري آن کمتر مورد توجه بوده است.


در تراسهاي رودخانه اي قزل اوزن به ویژه در فصل بهار، اغلب شاهد مسافرینی هستیم که در کنار رودها بر روي چمنزارها یا در زیر سایبانهاي درختان زیرانداز خود را پهن کرده ، ضمن استراحت از مواهب طبیعی منطقه لذت می برند.


این رودخانه بخاطر بسترسنگلاخی و آب شیرین رودخانه ها وارد شده به آن محل مناسبی براي صیدانواع ماهی است.


آبزیان حاشیه رودخانه قزل اوزن و شامل هشت گونه ماهی به نام هاي زردپر، سیاه ماهی،سس ماهی، عروس ماهی، ماهی کپور، سیم، اسپله و سگ ماهی هستند.

نمونه از ماهیان زرد پر رودخانه قزل اوزن

اهمیت ورزشی رودهاي منطقه تنها درماهیگیري وصیادي خلاصه نمی شود بلکه به سبب جریان تند براي قایقرانی ( کایاك ) ازقابلیت بالایی برخوردارند.این قابلیت ورزشی رودهاي منطقه یک توان بالقوه است امیداست با برنامه ریزیهاي منطقی بالفعل گردد.






شیت ، روستایی با شکوفه های گیلاس
روستای سرسبز شیت روستایی کوهستانی است که در بخش شمالی استان زنجان واقع شده است . فاصله این روستا تا مرکزاستان در حدود 126 کیلومتر و تا نزدیکترین شهر (چورزق : مرکز بخش) 8 کیلومتر و تا مرکز شهرستان ( آب بر) 35 کیلومتر میباشد.
این روستا با قدمت 500 ساله خود در حال حاضر دارای 240 خانوار و قریب به 1000 نفر جمعیت اعم از کودک و نوجوان ، جوان و میانسال که اکثریت قریب به اتفاق آنرا جوانان و نوجوانان تشکیل می دهد .
معیشت روستا : کشاورزی
( باغداری ) ، دامداری ، زنبورداری و قایبافی
گویش محلی : زبان شیرین ترکی
روستاهای همجوار: روستای های ولیدر ، زاجکان ، جوجورگان ، جزلا ، شقاقی جزلا ، انذر ، گوهر
بخشی از جاذبه های دیدنی و گردشگری روستا : چشمه سارها ، قلعه شیت ، رودخانه چهار فصل با جنگلهای زیبای اطرافش ، غار سیدباغی ، ییلاق دولا و ییلاق نَراب ، امامزاده سید محمد ماهوری شیتفعالیت زنان این روستا : خانه داری ، فرشبافی ، مهارت های بافندگی ، خیاطی ، کمک به همسران ( مردان ) در کشاورزی
روستای شیت بر روی دامنه میانی کوهی قرار گرفته است که از سمت مقابل و کناره ها نیز توسط کوه های بلندی احاطه شده است و گیاهان سبز و درختان گیلاس (مهمترین محصول روستا ) و انار و انجیر و ده ها درخت میوه دیگر و رودخانه چهار فصل آن که آبی زلال از میان دو کوه بلند در جریان است منظره ی بسیار زیبا و دلنشینی را بوجود آورده است که همه ساله تعداد زیادی توریست را به این منطقه جذب می کند . هوای پاک و عاری از آلودگی و مناظر زیبا و سرسبز نه تنها مانع از خروج مردم این روستا و مهاجرت آنها به شهرها شده است بلکه کسانی از شهرنشین ها را نیز به خود جذب کرده است .
( تعدادی از این عکسها متعلق به وبسایت روستای شیت و تعدادی نیز عکاسی خودم می باشد.)





































































Merhaba Sevgili Tüm Üyeler ile